<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed version="0.3" xmlns="../../purl.org/atom/ns#" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xml:lang="en">
<title>News</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="default.htm" />
<modified>2005-08-08T15:28:43Z</modified>
<tagline></tagline>
<id>tag:www.60000000.com,2005:1</id>
<generator url="../../www.movabletype.org/default.htm" version="3.121">Movable Type</generator>
<copyright>Copyright (c) 2005, bmehr</copyright>
<entry>
<title> یورش ماموران به خانه  گنجی ،</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="archives/uoeuoeu_oeoeoeoeoe/index.php#001060" />
<modified>2005-08-08T15:28:43Z</modified>
<issued>2005-08-08T15:26:09Z</issued>
<id>tag:www.60000000.com,2005:1.1060</id>
<created>2005-08-08T15:26:09Z</created>
<summary type="text/plain">همسر گنجی;اين افراد كه متشکل از تیم حفاظت گنجی در بیمارستان میلاد به سركردگي فردي به نام &quot;موحد&quot; بودند به محض ورود با رفتاری خشن و توهین آمیز وبا به کار بردن الفاظ رکیک شروع به تفتیش خانه کردند و...</summary>
<author>
<name>bmehr</name>
<url>../../60000000.com/default.htm</url>
<email>news_4060000000.com</email>
</author>
<dc:subject>گزیده اخبار</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.60000000.com/news/">
<![CDATA[<p>همسر گنجی;اين افراد كه متشکل از تیم حفاظت گنجی در بیمارستان میلاد به سركردگي فردي به نام "موحد" بودند به محض ورود با رفتاری خشن و توهین آمیز وبا به کار بردن الفاظ رکیک شروع به تفتیش خانه کردند و در برابر اعتراض من دو زنی که همراه آنان بودند به من حمله کردند وطی این حمله چادر از سرمن افتاد در همین حال آقایان فیلمبرداری می کردند و دست مرا با دستبند به تخت بستند و به مدت دو ساعت به تفتيش و فيلمبرداري از خانه پرداختند.</p>]]>
<![CDATA[<p>گفتگو با همسر گنجی پس از یورش ماموران به خانه وی، امروز<br />
در پي ارسال خبر هجوم ماموران به خانه اكبرگنجي، معصومه شفیعی همسرگنجی در گفتگو با خبرنگار سايت امروز به تشریح جزئیات این یورش پرداخت:حدود ساعت 10 بامداد امروز (دوشنبه) ماموران با مراجعه به خانه مان خواهان ورود به منزل و تفتيش خانه شدند و هنگاميكه ما از مهاجمين خواستیم كه ابتدا حكم تفتيش را نشان بدهند آنها تهديد كردند كه در صورت باز نكردن درب خانه،‌درب را شكسته به زور وارد خانه مي شوند. اين افراد كه متشکل از تیم حفاظت گنجی در بیمارستان میلاد به سركردگي فردي به نام "موحد" بودند به محض ورود با رفتاری خشن و توهین آمیز وبا به کار بردن الفاظ رکیک شروع به تفتیش خانه کردند و در برابر اعتراض من دو زنی که همراه آنان بودند به من حمله کردند وطی این حمله چادر از سرمن افتاد در همین حال آقایان فیلمبرداری می کردند و دست مرا با دستبند به تخت بستند و به مدت دو ساعت به تفتيش و فيلمبرداري از خانه پرداختند. <br />
همسر گنجی در ادامه افزود: طی این هجوم غیر انسانی مهاجمان همه مدارک،جزوات،کتابها و کیس کامپیوتر را با خود بردند.آنها حتی کمد لباسهای دختران من را نیز مورد تفتیش قرار دادند. <br />
وی تاکید کرد هنوز به صورت دقیق نمی دانیم که چه چیزهائی توسط مهاجمان از خانه خارج شده است. <br />
وی در پایان خبر داد از هنگام يورش به خانه گنجي تلفن خانه وي و همسایگان قطع شده و امكان ارتباط با خانه گنجی ميسر نمی باشد. <br />
</p>]]>
</content>
</entry>
<entry>
<title>اعترافات يک سلطنت طلب - بينا داراب زند</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="archives/oeuoeuoeu_uoe/index.php#001059" />
<modified>2005-08-08T14:42:57Z</modified>
<issued>2005-08-08T14:40:41Z</issued>
<id>tag:www.60000000.com,2005:1.1059</id>
<created>2005-08-08T14:40:41Z</created>
<summary type="text/plain">از انجائيکه اقای حجاريان به تصديق همه يکی از مهمترين طراحان اصلاح طلبی ليبرال های کنونی هستند اعترافات ايشان بيانگر ريشه مشروطه خواهانه کليه تزهای مطروحه از طرف اصطلاح طلبان ليبرال ماست و ادعای جمهوری خواهی ايشان کذب محض است....</summary>
<author>
<name>bmehr</name>
<url>../../60000000.com/default.htm</url>
<email>news_4060000000.com</email>
</author>
<dc:subject>دیدگاه ها</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.60000000.com/news/">
<![CDATA[<p>از انجائيکه اقای حجاريان به تصديق همه يکی از مهمترين طراحان اصلاح طلبی ليبرال های کنونی هستند اعترافات ايشان بيانگر ريشه مشروطه خواهانه کليه تزهای مطروحه از طرف اصطلاح طلبان ليبرال ماست و ادعای جمهوری خواهی ايشان کذب محض است.</p>]]>
<![CDATA[<p>***************************************************<br />
دوشنبه 17 مرداد 1384 برابر با 7 آگوست 2005 <br />
 <br />
يکی دو ماه قبل از بازداشتم هنگاميکه فرياد جمهوريت در خطر اصلاح طلبان ليبرال گوشها را کر کرده بود اقدام به نگارش مقاله ای تحت عنوان جمهوری خواهی عليه دمکراسی خواهی کردم که متاسفانه ناتمام ماند اما همان مقاله ناتمام حساسيت بازجوی مرا برانگيخته بود.<br />
چرا که درطی پلميک به اصطلاح طلبان ليبرال نشان داده بودم که حکومت مطلقه ايران نه يک جمهوری بلکه يک سلطنت مطلقه غيرموروثی است.<br />
پس فرياد جمهوريت در خطر است چيزی جز يک شعار برای جلب حمايت دانشجويان و روشنفکران و سوءاستفاده ليبرالها برای چانه زنی با اقتدارگرايان نيست. جالب اينجاست که جلسات بازجوئی من تبديل به سميناری گشته بود تا بازجوی گرامی مرا به جمهوری نظام حکومت مطلقه مجاب کند. در همان جلسات بازجوئی بارها متذکر شدم يک سلول انفرادی و اتاق بازجوئی جای مناسبی برای مباحث نظری نبوده و قول دادم که هنگام ازادی مقاله ای نوشته و پاسخ ادعای اورا بدهم .اما همانطور که می دانيد هنوز در اسارت بسر برده و علی رغم ميل باطنی تا امروز موفق به وفای عهد نگشته ام. هفته گذشته که روزنامه شرق را ورق می زدم با مصاحبه اقای حجاريان روبرو گشته و هر چه جلوتر رفتم گردی چشمهايم فراختر گشت. گوئی که جناب دکتر از عهد من با بازجوی گرامی و وضعيت نابسامانی که باعث خلف وعده گشته مطلع بوده و خواسته اند زحمت مرا کم کنند.<br />
به گزيده ای از جملات اقای حجاريان دقت کنيد: اصلاح طلبی ما همچنان در زمان مشروطه خواهی است. من هنوز هم مشروطه خواه هستم و ما هم هنوز در همان عصر بسر می بريم. مشروطه پروژه ناتمام ماست. تکليفی بر عهده ماست که اين پروژه را تمام کنيم. ممکن است هيچگاه به جمهوريت نرسيم و مثل انگليس که حکومت مشروطه دارد ما در اين مشروطه متوقف شويم اين مهم نيست.</p>

<p>لطفا بفرمائيد چطور مهم نيست؟ </p>

<p>اگر مهم نبود پس چرا من به علت بيان همين مواضع در حکومت مطلقه در زندان بسر می برم؟ چگونه است که چنين محتوائی از قلم من تراوش می کند تشويش اذهان از طريق نشر اکاذيب است. اما هنگامی که آقای حجاريان ان را بر زبان می راندند تبديل به نظرات عميق کارشناسانه و قابل تقدير می گردد؟ <br />
گوئی که يکی از دوستانشان جناب اقای سازگارا انها را بی سروته و به درد نخور تشخيص داده و در واقع گرد و خاک به زير فرش جارو زده اند. </p>

<p>مدتی است که اقای اکبر گنجی تئوريهای حجاريان را مشروطه خواهی می نامند اما امروز با اعترافات خودشان به مشروطه خواهی چند نکته قابل ذکز است.<br />
اول اعترافات اقای حجاريان به مشروطه خواهی تائيد اين ادعاست که انقلاب 1353 تا 1357 شمسی در ايران نتوانست به جمهوری دست يافته و به علت پيروزی ضد انقلاب در 22 بهمن 1357 تنها توانست خصلت موروثی بودن سلطنت ايران به نظام سلطنت غير موروثی تبديل کند. و حتی نتوانست الگوی ليبرالی يک حکومت مشروطه را محقق سازد. پس اختلاف اصلاح طلبان ليبرال ما با سلطنت طلبان طرفدار بازگشت سلسله پهلوی در حقيقت دعوا بر سر لحاف ملانصرالدين است.</p>

<p>ثانيا از انجائيکه اقای حجاريان به تصديق همه يکی از مهمترين طراحان اصلاح طلبی ليبرال های کنونی هستند اعترافات ايشان بيانگر ريشه مشروطه خواهانه کليه تزهای مطروحه از طرف اصطلاح طلبان ليبرال ماست و ادعای جمهوری خواهی ايشان کذب محض است. بزودی در کنگره حزب مشارکت خواهيم ديد که چند درصد از اعضاء به طرفداری از جمهوری خواهی بلند خواهند شد و چه راه حلهائی متمايز از جناح مشروطه خواهان اقای حجاريان مطرح خواهند کرد.</p>

<p>ثالثا - طرح جبهه ضدبناپارتيستی و رويکردش به هواداران حکومت مطلقه استبدادی چون حزب موتلفه و پيشنهاد رهبری اين جبهه توسط هاشمی رفسنجانی بيانگر اين واقعيت است که مشروطه خواهی اصلاح طلبان ليبرال ما بسيار عقب افتاده بوده و ريشه در ذهنيت بورژوازی تجاری يک صدسال پيش دارد. در صورتی که حداقل مشروطه خواهان هوادار سلسله پهلوی سلطنت استبدادی و طرفداران ان را در خيل سلطنت طلبان مقيم خارج نفی کرده و حتی به اهميت فداراليسم و نقش نهادهای دمکراتيک تاکيد دارند.</p>

<p>رابعا- پيش بينی می کنم که با اعتراف به مشروطه ساختن سلطنت غير موروثی ولی مطلقه و در صورت تشکيل جبهه ضد بناپارتيستی به رهبری هاشمی رفسنجانی (جبهه اعتدال) انتخابات اين دوره مجلس خبرگان که تنها نهاد قانونی برای محدود ساختن اختيارات رهبريست از اهميت بيشتری نسبت به سال های گذشته برخوردار خواهد گشت. </p>]]>
</content>
</entry>
<entry>
<title>درخواست جبهه ملی ایران از اکبر گنجی برای شکستن اعتصاب غذا</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="archives/uoeuoeu_oeoeoeoeoe/index.php#001058" />
<modified>2005-08-08T13:24:50Z</modified>
<issued>2005-08-08T13:24:02Z</issued>
<id>tag:www.60000000.com,2005:1.1058</id>
<created>2005-08-08T13:24:02Z</created>
<summary type="text/plain">ملت ایران به یک اکبر گنجی تندرست نیاز دارد که همچنان بتواند با قدرت به نقد حاکمیت و انحصارگران قدرت بپردازد و در راه آزادی و دستیابی به استقرار حاکمیت ملی، هموطنانش را یاری دهد....</summary>
<author>
<name>bmehr</name>
<url>../../60000000.com/default.htm</url>
<email>news_4060000000.com</email>
</author>
<dc:subject>گزیده اخبار</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.60000000.com/news/">
<![CDATA[<p>ملت ایران به یک اکبر گنجی تندرست نیاز دارد که همچنان بتواند با قدرت به نقد حاکمیت و انحصارگران قدرت بپردازد و در راه آزادی و دستیابی به استقرار حاکمیت ملی، هموطنانش را یاری دهد.</p>]]>
<![CDATA[<p>درخواست جبهه ملی ایران از اکبر گنجی برای شکستن اعتصاب غذا <br />
 <br />
18 مرداد 1384       بازگشت به صفحه قبل  <br />
 <br />
درخواست جبهه ملی ایران <br />
از اکبر گنجی برای شکستن اعتصاب غذا </p>

<p>با توجه به درخواست و تلاشهای همسر گرانقدر و مقاوم آقای اکبر گنجی در راستای نجات جان ایشان، که اکنون در پایان دهه ششم اعتصاب غذا در شرایط بشدت بحرانی و خطرناک بسر می برد، جبهه ملی ایران در پی موضع گیری ها و تلاشهای گسترده خود برای رهایی وی و جلوگیری از یک رویداد تلخ، با توجه به همه جوانب، اعلام می دارد: </p>

<p>از آنجا که ادامه روند کنونی، با توجه به اظهارنظرهای پزشکان متخصص، می تواند فاجعه آمیز باشد، ما بنام یک جریان سیاسی ملی ایران از آقای اکبر گنجی خواستاریم که هرچه زودتر اعتصاب غذای خود را بشکنند. </p>

<p>ملت ایران به یک اکبر گنجی تندرست نیاز دارد که همچنان بتواند با قدرت به نقد حاکمیت و انحصارگران قدرت بپردازد و در راه آزادی و دستیابی به استقرار حاکمیت ملی، هموطنانش را یاری دهد. ما بیم آن داریم که با ادامه روند کنونی، اکبر گنجی به یک زنده بودن گیاهی کشانده شود و یا بر اثر روان گردانی، شرایط دردناکی برای او پدید آید. </p>

<p>امید که اکبرگنجی به این خواست خانواده ومردمی که مبارزه اورا صمیمانه ستایش میکنند، هرچه سریعتر پاسخ مثبت بدهد. </p>

<p>جبهه ملی ایران <br />
16 امرداد 1384  <br />
</p>]]>
</content>
</entry>
<entry>
<title>جنبش ملی رفراندم هم استراتژی و هم تاکتیک</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="archives/oeuoeuoeu_uoe/index.php#001057" />
<modified>2005-08-08T13:23:24Z</modified>
<issued>2005-08-08T13:20:18Z</issued>
<id>tag:www.60000000.com,2005:1.1057</id>
<created>2005-08-08T13:20:18Z</created>
<summary type="text/plain">تاکتیک است بدلیل اینکه این طرح یک گفتمان سیاسی جهت نزدیک کردن نیروها با هر عقیده ومرام حول محور نجات ایران و مردم ستمکشیده از ظلم و جور ِ حاکمیت جمهوری اسلامی است....</summary>
<author>
<name>bmehr</name>
<url>../../60000000.com/default.htm</url>
<email>news_4060000000.com</email>
</author>
<dc:subject>دیدگاه ها</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.60000000.com/news/">
<![CDATA[<p>تاکتیک است بدلیل اینکه این طرح یک گفتمان سیاسی جهت نزدیک کردن نیروها با هر عقیده ومرام حول محور نجات ایران و مردم ستمکشیده از ظلم و جور ِ حاکمیت جمهوری اسلامی است.</p>]]>
<![CDATA[<p>دکتر احمد پناهنده <br />
a_panahan@yahoo.de </p>

<p>ارزیابی یک نگاه و وظایف ما: </p>

<p>امروز با یکدست شدن حاکمیت جمهوری اسلامی تحت نام ولایت فقیه، دیگر نه عذری باقی مانده است و نه بهانه ای که تئوری سر هم کنند و در اندر مزایای اصلاح طلبی ِ بخشی از حاکمیت، مردم را به این باور بکشانند که قانون اساسی رژیم جمهوری اسلامی هنوز ظرفیت اصلاحات دارد و می شود همچنان با چانه زنی در بالا و فشار از پائین حاکمیت را وادار کرد که اندک تغییری را در سیستم پوسیده خود بپذیرد. چنین نگاهی می بایستی بیست و شش سال از عمر کل جامعه را به پای بقای حاکمیت ولایت فقیه تلف می کرد تا موجودی جانی، تروریست و تیر خلاص زن به نام احمدی نژاد بر مسند ریاست جمهوری جلوس کند. و شگفت و غم انگیزتر از مفتضح شدن این نگاه و پشت کردن مردم به آن و یک" نه" بزرگ دادن به حاملان آن، بر ملاء شدن زبونی و خواری و پخش گردیدن لجن نشت کرده در جامعه فرهنگی و روشنفکری در قالب اخته گان روشنفکری و سینمائی بود که بوی گند تعفن آنها در دامن چاک دادن و سینه زدن برای یک جانی دیگر در ردیف خلخالیها و لاجوردیها بود که در سیمای او عنصری" ضد فاشیست" می دیدند که طوق هلال نورانی ماه را در گردن دارد و از پله های قمر زمین به طرف کره زمین می آید. <br />
چرا چنین شد و چگونه از عملکرد و تئوری آنها میوه ای پوسیده و تلخ بنام احمدی نژاد از درخت قعر تاریکخانه زمان پائین افتاد؟ چرا حاملان این تئوری و نگاه که زمانی در حال نواختن و ناز دادن به افکار خمینی، لیبرال ها را می کوبیدند و نیروهای آزادیخواه را به مسلخ می فرستادند، ابتدا پشت رفسنجانی زنجیر زدند و او را در حد یک اصلاح طلب و " مُدره " بالا کشیدند و دراندر خدمات " سازندگی اش " مرثیه های انسان سوز خواندند و سپس پشت خاتمی سینه زدند و اندر برکات " اصلاح طلبی" او کف بر دهان آوردند و حنجره پاره کردند و دست آخر دوباره به طرف قبله گاه خودشان سر تعظیم فرود آوردند و نماز " ضد فاشیستی " خواندند؟ چگونه می توان این دگردیسی و سیکل معیوب نگاه این جماعت را تجزیه و تحلیل کرد؟ <br />
برای جواب دادن به این سئوالات و تجزیه وتحلیل روی آنها بایستی به عقب برگردیم و ببینیم که اینگونه نگاه ها و جماعت حامل آنها در نظام گذشته، شرایط اجتماعی و واقعیت های موجود را چگونه ارزیابی می کردند. <br />
اگر بخواهیم از تحلیل تاریخی به دلیل خارج بودن از حوصله این نوشته صرف نظر کنیم، در یک کلام پاسخ به سئوالات بالا را می توان چنین داد که جماعت مورد نظر عزم خودشان را جزم کرده بودند که از مُدرنیت ، ترقی، پیشرفت و در رأسشان خانواده پهلوی انتقام بگیرند. بدون اینکه چشمان خون آلود آنها قدرت دیدن چند قدم جلوتر و واقعیت های اجتماعی را داشته باشد، سعی کردند با همه ابزارها و حمایت آشکار و پنهان کشور های دوست این فضای کنونی را حاکم گردانند که حاکمانشان خمینی، خامنه ای، رفسنجانی...و احمدی نژاد می باشد. هر چند بنا ندارم در این نوشته از نظام پادشاهی گذشته با چشمان بسته و نا دیده گرفتن کمبودها وکاستی ها دفاع، قدر دانی و حمایت کنم. امّا می توانم بگویم که علی رغم هر نوع اشکال و محدودیت مبنی بر فضای سیاسی، کشور در شاهراه ترقی اقتصادی و پیشرفت اجتماعی گام بر می داشت و می رفت خود را با کشورهای بزرگ و مرفّه جهان خویشاوند کند. سیستمی بود امروزی و نو و از این جهت ظرفیت تازه شدن و دریدن جامه کهنگی از جسم و جان جامعه را داشت و به عبارت امروزی پتانسیل اصلاحات را دارا بود. عقل و خرد حکم می کرد که نیروهای سیاسی آن دوران راه کار ورود به اصلاحات را در عرصه های مختلف بویژه عرصه سیاسی را خواستار می شدند، نه اینکه تیشه و سلاح بردارند و آنچه را که با خون ِ دل و رنج و شکنج مردم ستمدیده ایران حاصل گشته بود و به قله پیشرفت اقتصادی- اجتماعی رسیده بود، از ریشه نابود و یا تیر باران کنند و آن همه دستاورد عظیم علمی در زمینه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در قالب رفاه و پیشرفت را در سینی زرّین به رجاله هایی که از قعر تاریکی بر آمده بودند، تحویل دهند و بعد در مقابل آنها کرنش کنند تا تکه استخوانی برایشان بیاندازند و همگی دیدیم حتی با این چاکری و کرنش ها فقط سرشان را پائین آوردند و پس گردنی زدند و عاقبت هم وقتی که خر ِ مرادشان از پل گذشت شمشیر از نیام کشیدند و بر فرق آنها فرود آوردند . <br />
و چقدر دردناک است که امروز دیده می شود این نگاه و سیاست، خوار و زبون گشته است که حاصلش جزء ویرانی، مرگ، شکنجه و به قهقرا کشاندن جامعه و مردم سودی نداشت. هر چند بنا ندارم در این نوشته کسی و یا جریانی را ملامت کنم ولی قصد آن را دارم که نشان دهم که همگی مان از خُرد و بزرگ، از مبارزین رادیکال و مسالمت جو و ازشرکت کنندگان در " انقلاب شکوهمند " و مخالف آن قربانی این رجاله های گریخته از قبر زمان هستیم. بنا براین جا دارد قربانیان با هر ایده و مرام در کنار هم قرار بگیرند و حقوق پایمال شده خود را از ظالمان حاکم بگیرند. در این زمان سرنوشت ساز پرداختن و دامن زدن به اختلافات درونی بهره ای نصیب جنبش نمی کند بلکه آن را تضعیف و دشمن مشترک را قوی و مسلط می کند. امروز باید صدر خواسته های همه نیروها، نجات ایران و اعتبار دادن به حمیّت و پیوند ملی باشد، نه بر کرسی نشاندن خواسته های محدود و تنگ ِ گروهی. امروز که کوس رسوائی نگاه " اصلاح طلبی " از درون رژیم عالمگیر شده است و مردم ایران در انتخابات شوراها ی شهر و روستا، مجلس هفتم و بویژه نُهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به آنها پشت کردند و راه حل از بن بست رژیم جمهوری اسلامی را در بیرون از کلیت رژیم جستجو می کنند، جا دارد منصفانه و صادقانه در پیشگاه ملت ایران زانو بزنند و از عملکرد و گذشته ناشاد خود عذرخواهی بکنند. زیرا باید بدانند چنین نگاه مخرّبی سنگ بنایش در نظام پادشاهی گذشته نهاده شد و آن ضدیت کور و انتقام خون آلود از خانواده پهلوی بود، بدون اینکه بدانند چه می خواهند. و بر همین پایه بود که چشمانشان را بر هر گونه پیشرفت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی می بستند و با تمامی قوا به ویرانی شیرازه و شالوده بنیه اجتماعی و اقتصادی مشعول بودند. آیا گزافه است که بگوئیم در رفرم ارضی و قائل شدن حق رأی برای زنان که جامعه را از مدار بسته فئودالیسم به جامعه باز و ترقی پرتاب می کرد همین نگاه مورد بحث به مخالفت با آن بر خواستند و پشت سر خمینی در آن بلوای ارتجاعی و ضد مردمی خرداد سال 1342 سینه زدند؟ آیا بهتر نبود که پس از شنیدن صدای انقلاب بوسیله پادشاه وقت رفرم سیاسی را در همان نظام خواستار می شدیم که با جوامع پیشرفته و آزاد جهان هماهنگ بود؟ ولی همانطور که همگی شاهد بودیم بر این موقعیت طلائی چشم پوشیدیم و دنبال عنصری مرتجع در کره ماه رفتیم و همین نگاه بود که پس از " انقلاب شکوهمند " تا امروز چشم بر همه جنایات این رژیم بست و برای بقای آن در مقابل مردم و آزادیخواهان ایستاد. امّا امروز چنین نگاهی بطور اتو دینامیکی و درون جوش مکافات عملکرد گذشته ناشاد خودشان را با از دست دادن اعتبار اجتماعی و پشت کردن مردم به آنها می چشند. و یکبار دیگر تاریخ نشان داد که با عناصر کهنه نمی شود به مصاف نوگرائی رفت. </p>

<p>جنبش ملی رفراندم هم استراتژی و هم تاکتیک: <br />
قبل از باز کردن و توضیح روی شعار بالا باید بگوئیم که جنبش رفراندم وحی مُنزل نیست ولی می توانیم بگوئیم که در حال حاضر جامع ترین و خرد و دنیا پسند ترین و در عین حال مدنی و مسالمت آمیزترین و حتی نسبت به بدیل های موجود کم هزینه ترین آلترناتیو و برنامهء ساز و کار مبارزاتی جهت خلع قدرت کردن رژیم جمهوری اسلامی تحت یک مبارزه نافرمانی مدنی در تمامی اشکالش می باشد که خود را در اعتراضات، تظاهرات، اعتصابات و امتناع از همکاری با رژیم نشان می دهد. حال اگر نیروهای مخالف این طرح بدیل بهتر، جهان پسندیده تر و در عین حال کم هزینه تر دارند می توانند پیشنهاد کنند تا ما به آن بپیوندیم. امّا تا امروز که قلم روی کاغذ می لغزد نگارنده با مطالعه همه بدیل های دیگر، طرحی جامع تر از جنبش ملی رفراندم نیافتم. زیرا آن بدیل هایی که راه مبارزه مسالمت آمیز را جهت تغییر رژیم جمهوری اسلامی پیشنهاد می کنند بدلیل نارسائی و یا مراحلی پائین تر از طرح رفراندم ملی می تواند در زیر مجموعه جنبش ملی رفراندم قرار بگیرد ( مثل بیانیه 565 نفر از مبارزین و فرهنگیان داخل ایران ). امّا بدیل های رادیکال و انقلابی ِ خون آلود بدلیل نقش ویرانگر و خراب کن ِ شیرازهء بُنیهء ملی و در عین حال بی هدف و عوام گول زن از آنجا که با دنیای مدرن امروز همخوانی ندارد و در چهارچوب یک شرایط دموکراتیک نمی گنجد از بحث و هدف ما خارج است. زیرا تاریخ نشان داده و به ما آموخته است که هر گونه تغییری که با خون و خونریزی حاصل شود، در خون و خونریزی ادامه حیات می دهد که حاصلش یک جامعه توتالیتر و تک صدائی است. <br />
حال با این توضیحات می پردازیم به اینکه چرا جنبش ملی رفراندم هم استرا تژی است و هم تاکتیک؟ <br />
الف: تاکتیک است بدلیل اینکه این طرح یک گفتمان سیاسی جهت نزدیک کردن نیروها با هر عقیده ومرام حول محور نجات ایران و مردم ستمکشیده از ظلم و جور ِ حاکمیت جمهوری اسلامی است. زیرا طرح رفراندم در انحصار کس و یا نیروئی نیست بلکه همه نیروهای موجود در ایران می توانند این طرح را متعلق به خود بدانند. بنا براین رسالت این طرح در قدم اوّل جمع کردن نیروهای متفرق و پراکنده در زیر یک سقف و جلوگیری از هرز رفتن انرژیهای آنها است. و نیک می دانیم که یکی از دلایل طولانی تر شدن عمر این رژیم عدم اتحاد بین نیروها و پراکندگی آن است و تا امروز غیر از طرح رفراندم ملی هیچ طرحی نتوانسته است نیروهای پراکنده را از جمهوری خواه گرفته تا مشروطه خواه تلویحاً به هم نزدیک کند و بعضاً روی یک میز بنشاند. برای ورود به این بحث لازم می بینیم، سیر تاریخی حرکتی که امروزه به جنبشی تحت عنوان فراخوان ملّی رفراندم انجامید، را از نظر بگذرانیم تا پیش زمینه این حرکت و صف آرائی نیروها در این پروسه مشخص گردند و مشاهده کنیم که چگونه شد که امروز نیروهای مختلف اجتماعی با خواسته ها و نظرات متفاوت حول این شعار اختلافات گذشته را حداقل تلویحأ کنار گذاشته و بطور نظری کنار هم قرار گرفته اند، بدون اینکه بخواهند ائتلافی و یا اتحّادی در این باره تشکیل دهند، هر چند در تعمیق این حرکت این چشم انداز وجود دارد که ائتلافی حول این شعار شکل گیرد. طبیعی است تمامی این تلاش ها جهت تشکیل یک آلترناتیو سیاسی در مقابل رژیم جمهوری اسلامی می تواند معنی دهد، تا از این طریق از پراکندگی و تفرقه نیروها و اقطاب جلوگیری کرده و بالعکس انرژی متفرق و پراکنده آنها را حول یک محور گره بزند. همانطور که می دانیم از فردای 30 خرداد 1360 اوّلین فراخوانی تحت نام میثاق بوسیله مسعود رجوی از مجاهدین خلق و ابوالحسن بنی صدر رئیس جمهور بر کنار شده، انتشار یافت که در روند خود به شورای ملّی مقاومت تغییر نام داد که ابتدا با اقبال گسترده ای از نیروها و شخصیتهای نامدار روبرو شد. ولی همچنانکه می دانیم این حرکت به دلیل تنگ نظری مجاهدین و همچنین تاکتیک قهرآمیز مبارزه مسلحانه علیه رژیم که شرط ورود پذیرش اعضاء جدید به داخل شورای ملّی مقاومت بود و از طرف دیگر بخش بزرگی از ایرانیان از مشروطه خواهان تا نیروهای بینابینی که به مبارزه مسلّحانه و قهرآمیز اعتقادی نداشتند ولی خواهان سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی بودند، را نفی می کرد، نتوانست به یک آلترناتیو فراگیر، دموکراتیک و آزادیخواه که حمایت بین المللی را جلب کند، تبدیل شود که عاقبت آنرا امروز مشاهده می کنیم که اکنون در لیست تروریستی اتحادیه اروپا، وزارت خارجه آمریکا و دولت کانادا قرار گرفته است. پس از شورای ملّی مقاومت تا انتشار فراخوان رفراندم ملّی هیچ نیروئی نتوانسته حرکتی را در جهت نزدیک کردن نیروهای اپوزیسیون انجام دهند. هرچند در 2 خرداد سال 1376 نیروهای جبهه متحد ارتجاع سالهای 1360 به بعد زیر علم " اصلاح طلبان حکومتی " دامن چاک دادند و برسر کوفتند و سینه زدند و یک بار دیگر نشان دادند که برای فرو رفتن در مأتحت برادران ایدئولوژیک هیچ فرصتی را از دست نمی دهند و برای چاکری حاضرند حتی دستمال یزدی در دست بگیرند ودر صف مقدّم بیعت با ابوالارتجاح ( بخوان ولی فقیه ) پاسپورت و شناسنامه بدست به نماینده گیهای آن نا ایرانیان رجوع کنند و نهایت بندگی و جان نثاری را با رأی خود در صندوق فریبا خاتمی بریزند. امّا چون حرکت 2 خرداد 1376 حرکتی از درون رژیم بود، نتوانسته قدمی به جلو بردارد و عاقبت و محصول نهایی آن فردی جانی و عقب گرا به نام احمدی نژاد بود که بر گُرده مُلک و ملت ایران سوار شد. و یک بار دیگر اثبات شده است که در یک سیستم تک صدائی و بویژه دینی که شالوده و شیرازه حاکمیت بر اصل ولایت پیشوا، امام و رهبر ( از نوع معظم و عقیدتی ) است و تنظیم رابطه ولایت با مردم بر پایه هدایت شبانی با گوسفندان است نمی شود تغییرات دموکراتیک را که از ظرفیت ها و ویژه گیهای جوامع آزاد، پیشرفته و حاکمیت مردم بر مردم است، از یک حاکمیت توتالیتر، تک صدائی ازنوع دینی و کمونیستی اش انتظار داشت. و در نُهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به عینه دیده شد که " رهبر معظم " در رأس حاکمیت شریک، رقیب و یا دوگانگی نمی پذیرد. بر همین پایه بود که خامنه ای با پذیرفتن ریسک و خطر فروپاشی جمهوری اسلامی، رفسنجانی را با ترفندهای رذیلانه از رسیدن به رأس هَرَم رهبری مانع شد تا خدشه ای بر اصل امامت مذهب شیعه وارد نیاید. و این پیامی است روشن و شفاف به آنانیکه هنوز نسبت به رژیم جمهوری اسلامی توهّم دارند و می خواهند از درون، رژیم را متحّول کنند. با شناخت و آگاهی بر این اوضاع اجتماعی است که فراخوانی به همّت تنی چند از دانشجویان، اصلاح طلبان سابق و افراد سرشناس مبارز از داخل ایران، جهت یک گفتمان سیاسی پیرامون برون رفت از این معضل اجتماعی که حاکمیت ولایت فقیه آن را قفل کرده است، روی صفحه اینترنت ظاهر می شود و از آنجا که محتوی این فراخوان چیزی جزء خواسته های تمامی نیروهای ترقی خواه و مردم ایران نیست، بطور شایانی مورد حمایت شخصیت ها، سازمانها و احزاب از مشروطه خواه تا جمهوریخواه قرار گرفته است که این عمل در این شرایط افتراق نیروها و همچنین تاریخ مبارزه با دیو ارتجاح غنیمتی بزرگ به شمار می رود. بنا بر این تاکتیک رفراندم ملی فراهم کردن ساز و کار و سازماندهی نیروها و مردم در یک حرکت فراگیر است که در تداوم خود به عنوان آلترناتیو مسلم رژیم جمهوری اسلامی تثبیت می شود و این مرحلهء تثبیت یکی از وظایف بزرگ و تعیین کنندهء مرحله تاکتیک است و از این پس جنبش وارد مرحله استراتژیک می شود که خلع قدرت کردن جمهوری اسلامی و برگزاری رفراندم برای تثبیت قانون اساسی نوین و نوع نظام را در دستور کار خود دارد. <br />
ب: استراتژی است، بدلیل اینکه تغییر رژیم جمهوری اسلامی را در کانون برنامه خود جای داده است که این مرحله در دو قدم انجام می پذیرد. <br />
قدم اوّل: تغییر رژیم جمهوری اسلامی یا سرنگونی آن می باشد که از طریق تاکتیکهای متناسب با شرایط اجتماعی در زیر لوای یک مبارزه مدنی و خردگرا تحت عنوان نافرمانی مدنی انجام می گیرد. چنین مبارزه مدنی و مسالمت آمیز با امتناع از همکاری، خود را در یک حرکت سازماندهی شده برای انجام اعتصابات، اعتراضات و تظاهرات خیابانی با شعارهای آزادی زندانیان سیاسی، آزادی مطبوعات و رادیو تلویزیون ها، آزادی بیان و قلم و عقیده، جدائی دین از حکومت و سیاست و همچنین ورود جلای وطن کرده ها به مام وطن و ...نشان می دهد. تداوم این حرکات در سراسر کشور و بویژه در شهرهای بزرگ و مؤسسات کلیدی و شرکت های سرنوشت ساز، رژیم جمهوری اسلامی را در مقابل طغیان مردم خلع سلاح می کند و سبب می شود مواضع کلیدی قدرت و همچنین قدرت سرکوب را رقته رفته از دست بدهد و " عمود و خیمه " نظام فرو بریزد. پیشروی جنبش رفراندم تا این نقطه، دریچهء رهائی از حاکمیت منحوس رژیم جمهوری اسلامی را بر روی مردم به طغیان آمده باز می کند که در اثر این گشایش مواضع قدرت رژیم بدست مردم تسخیر می گردد. رسیدن به این مرحله از استراتژی را می توان پایان رژیم جمهوری اسلامی ارزیابی کرد. <br />
توضیحاً باید بگوئیم که مطلب نوشته شده در بالا فقط یک فرضیه و یا تئوری است که اگر طبق خواسته های جنبش رفراندم پیش رود، به آن موفقیت دلخواه خواهد رسید. امّا هر تئوری موقعی از اعتبار بر خوردار می شود که در عمل و یا پراتیک اجتماعی به محک تجربه در آید و موفقیت در عمل است که آن تئوری را تثبیت می کند. البته این را هم از نظر دور نمی داریم که هر تئوری هرچند در گفته منطقی باشد در عمل امّا می تواند به موانع غیر قابل پیش بینی برخورد کند و حرکتش را کُند کند ویا آن را به بیراهه بکشاند. ولی آنچه که حائز اهمیت است دینامیزم و پویائی آن تئوری است که می تواند در جریان عمل تمامی موانع را از سر راه بردارد و نارسائی ها را مرتفع کند و با یک رهبری خردمند راه فرو بسته را بگشاید. و طبیعی است تئوری و یا خطی راهگشای جنبش فراگیر مردم است که منطبق با شرایط اجتماعی و همچنین غیر قابل تنش با جوامع جهانی باشد و بتواند نیروهای مردمی را با کمترین هزینه برای رهایی از جهنم رژیم حمهوری اسلامی به میدان بکشد و بدون اینکه هرج و مرج ایجاد کند بطور منظم در تشکل سازمان یافته ای در جهت تسخیر مواضع قدرت بسیج شوند. به نظر می رسد در حال حاضر این ساز و کار ِ منطبق با شرایط اجتماعی، جنبش رفراندم ملی است که صلاحیت رهبری در یک خیزش سراسری را حائز است. هرچند نیروهای تندروی انقلابی و همچنین نیروهای وفادار رژیم برای برهم زدن نظم اجتماعی جنبش کارشکنی خواهند کرد که سبب می شود بین مردم شکافی ایجاد گردد. امّا وقتیکه مردم به خیابانها آمدند و در اعتصابات سراسری شرکت کردند، در جریان عمل به حضور رهبری کننده جنبش ملی رفراندم پی می برند و بر گِرد شعار رفراندم حلقه می زنند. طبیعی است که در یک حرکت اعتراضی فراگیر، در پایان آن نیروئی موفق است که اکثریت نفوذ و مردم را در زیر چتر رهبری خود دارد و نیروهای مخالف طرح رفراندم، بویژه آنانیکه در سرنگونی رژیم مصمّم هستند می توانند علی رغم مخالفت، تسریع کننده سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی تحت رهبری جنبش ملی رفراندم باشند هرچند که در صف مستقل و با شعار خودشان در حرکت اعتراضی سراسری مردم شرکت کنند. امّا این رهبری جنبش ملی رفراندم است که باید جلوی هرج و مرج را پس از فرو ریزی ساختار جمهوری اسلامی بگیرد و جامعه را از بلا تکلیفی و خلاء قدرت نجات دهد و قدرت را در دست خود متمرکز کند. پر واضح است که این قدم از مرحله استراتژی از مراحل کلیدی است و بهای سنگین خود را طلب می کند. <br />
قدم دوّم: وقتی که رژیم جمهوری اسلامی سقوط کرد، وظیفه نهایی جنبش ملی رفراندم شروع می شود و آن آماده سازی شرایط اجتماعی برای تمامی نیروها در درون جنبش رفرادم و بیرون از آن است که در آن شرایط ایجادشده فارغ از هر گونه محدودیتی به تبلیغ از مرام وعقاید خود بپردازند تا برای تدوین پیش نویس قانون اساسی نوین نمایندگان منتخب خود را به مجلس مؤسسان که به همین منظور تشکیل می شود، بفرستند و پس از تدوین آن را همراه با تعیین نوع نظام زیر نظر سازمان ملل به رفراندم بگذارند. نباید فراموش کرد که استراتژیک بودن این شعار بر این دلالت دارد که هرنوع تغییری که به سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی منجر شود، برای تدوین قانون اساسی نوین و نوع نظام احتیاج به یک رفراندم است. حتی اگر این سرنگونی به رهبری جنبش رفراندم صورت نگیرد، زیرا هیچ نیروئی به تنهایی قادر نیست رژیم را سرنگون کند. <br />
انتخابات نُهمین دوره ریاست جمهوری شرایط نوینی را برای نیروهای خواهان تغییر رژیم جمهوری اسلامی فراهم کرده است که تا دیروز وجود نداشت و امروز شرایط داخلی و بین المللی در راستای جنبش تغییر قرار گرفته است و عقل و خرد در این شرایط حکم می کند که برای به زیر کشیدن رژیم ملایان عزم را جزم کنیم تا به رژیم فرصت تجدید سازماندهی و ترفند از نوع دوّم خردادی ندهیم و باید بدانیم که زمان همیشه بنفع جنبش حرکت نمی کند. حال که این شرایط پیش روی ما است و رژیم با گزینش احمدی نژاد به ریاست جمهوری مرحله یکدست شدن را تکمیل کرده است، وظیفه عاجل ما این است که بدور از هر گونه اختلافات شخصی و یا گروهی در کنار یکدیگر قرار بگیریم. نیک پیدا است که عدم استفاده از این شرایط سبب می شود که رژیم با ترفندهای حزب "اعتدالیون" و " جبهه دموکراسی خواهی " و احزاب خود ساخته چهره عوض کند و برای بقای خود بوسیله همین احزاب و جبهه ها فرصت بخرد. بر ما است که اجازه ندهیم رژیم از این شرایط مرگبار و تعیین کننده عبور کند و این عدم عبور هم به اتحاد ما بستگی دارد. حال این گوی و این میدان. و آنانیکه که خواهان یک ایران آباد، آزاد و دموکرات منهای جمهوری اسلامی و جدایی دین از حاکمیت هستند و قوانین حقوق بشر را از برنامه های کانونی خود قلمداد می کنند بایستی به جنبش ملی رفراندم بپیوندند و یا در صف مستقل با شعار و برنامه خود در تسریع سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی در کنار جنبش ملی رفراندم به مبارزه برخیزند. در غیر این صورت باید وجود منحوس حاکمیت جمهوری اسلامی را بر مسند قدرت به نظاره بنشینیم تا عمر ما به سر آید. همچنین یادآور میشویم که در این شرایط حسّاس و تعیین کننده، صحبت کردن از نوع نظام، بدون اینکه مشکلی از جنبش حل کند به اختلافات دامنه داری دامن می زند که باعث تفرّق نیروها می گردد. آنچه که امروز بایستی مد نظر قراربگیرد سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و برقراری یک حکومت دموکراتیک و سکولار است که در آن جدایی دین از حکومت برجسته باشد و طبیعی است که چنین نظامی، هم در شکل جمهوری و هم در شکل مشروطه قابل دسترسی است. بنا بر این امروز دامن زدن به این بحث تفرقه انگیز هیچ سودی عاید جنبش نمیکند و وظیفه تک تک ما حکم می کند که برای نجات ایران و مردم آن سامان دست در دست یکدیگر بدهیم و با هم فارغ از هر گونه اختلاف شخصی و یا گروهی یک اتحاد فراگیر را سازمان دهیم که در آن هیچ تبعیضی بین جمهوریخواه و مشروطه خواه و یا سایر مرام ها نباشد. و باید بدانیم که همه ما ایرانی هستیم و هر ایرانی هم حق مساوی برای شرکت در سرنوشت کشورش را دارد. بنا براین تفکیک کردن جمهوری خواهان از مشروطه خواهان و یا ...نیروهای ما را هدر می دهد و ما را در مقابل رژیم جمهوری اسلامی ضربه پذیر می گرداند. اتحاد عمل در این موقعیت سرنوشت ساز می تواند سنگ بنای یک جامعه تکثرگرا در آینده باشد و باید بدانیم که ما در آغاز تمرین دموکراسی هستیم و هنوز با رموز آن به خوبی آشنا نیستیم و تمرین بیشتر در این اتحاد فراگیر و فدا کردن منافع گروهی به نفع کل جامعه و منافع ملی ما را در این بازی دموکراسی پخته تر می کند و گشایشی در ذهن ایجاد می کند که همانا خروج از دیوار تنگ گروهی و وارد شدن به میدان وسیع صلح و آشتی منافع جمعی است. آن روز دیر نیست. <br />
به امید آن روز و روز رهایی ملت با فرهنگ ایران دکتر احمد پناهنده 18 تیر 1384  <br />
</p>]]>
</content>
</entry>
<entry>
<title>كابينه‌‏ استخاره</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="archives/uoeuoeu_oeoeoeoeoe/index.php#001056" />
<modified>2005-08-08T04:24:40Z</modified>
<issued>2005-08-08T04:22:14Z</issued>
<id>tag:www.60000000.com,2005:1.1056</id>
<created>2005-08-08T04:22:14Z</created>
<summary type="text/plain">(شكرالله عطارزاده، )عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس هفتم در خصوص ارتباط ميان استخاره و انتخاب اعضاي كابينه احمدي نژاد، تصريح كرد: هنگامي كه انسان در انجام كاري مي‌‏ماند و در بلاتكليفي به سر مي برد، بين دو گزينه خوب استخاره مي‌‏كند...</summary>
<author>
<name>bmehr</name>
<url>../../60000000.com/default.htm</url>
<email>news_4060000000.com</email>
</author>
<dc:subject>گزیده اخبار</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.60000000.com/news/">
<![CDATA[<p>(شكرالله عطارزاده، )عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس هفتم در خصوص ارتباط ميان استخاره و انتخاب اعضاي كابينه احمدي نژاد، تصريح كرد: هنگامي كه انسان در انجام كاري مي‌‏ماند و در بلاتكليفي به سر مي برد، بين دو گزينه خوب استخاره مي‌‏كند تا در نهايت يكي را انتخاب كند. آقايان دانشيار،‌‏ خوش چهره و سعيدلو گزينه‌‏هاي مطرح براي وزارت نفت بودند اما آخرين گزينه كه شب گذشته مطرح شدآقاي خوش‌‏چهره است كه اگر "استخاره" آقاي احمدي‌‏نژاد در مورد وزارت آقاي خوش چهره "خوب" در بيايد ايشان وزير نفت خواهد شد. </p>]]>
<![CDATA[<p> ****************************************************8 <br />
كابينه‌‏ استخاره  <br />
 <br />
خوش چهره موضوع استخاره براي قبول مسئوليت در كابينه‌‏را تكذيب كرد، ايلنا <br />
"محمد خوش‌‏چهره" نماينده مردم تهران در مجلس هفتم موضوع استخاره براي قبول مسئوليت در كابينه آينده را تكذيب كرد. </p>

<p>به گزارش ايلنا،وي گفت: اظهارنظرهايي را كه از قول اينجانب تحت عنوان استخاره به عنوان اصولي‌‏ترين شرط براي قبول مسووليت مطرح مي‌‏شود كه آنها را تاييد نمي‌‏كنم؛بنابراين، اينكه استخاره كرده‌‏ام و بد آمده است تكذيب مي‌‏شود. </p>

<p>پيش از اين ايلنا خبر داده بود که تعيين برخي از اعضاي کابينه جديد با توسل به استخاره صورت مي گيرد. </p>

<p>به گزارش ايلنا، عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس هفتم از تعيين برخي از اعضاي كابينه جديد با توسل به استخاره خبر داد. <br />
به گزارش خبرنگار پارلماني" ايلنا"، شكرالله عطارزاده، نماينده بوشهر در جمع خبرنگاران پارلماني در خصوص ليست كابينه دولت احمدي نژاد گفت: آقايان دانشيار،‌‏ خوش چهره و سعيدلو گزينه‌‏هاي مطرح براي وزارت نفت بودند اما آخرين گزينه كه شب گذشته مطرح شدآقاي خوش‌‏چهره است كه اگر "استخاره" آقاي احمدي‌‏نژاد در مورد وزارت آقاي خوش چهره "خوب" در بيايد ايشان وزير نفت خواهد شد. <br />
عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس هفتم در خصوص ارتباط ميان استخاره و انتخاب اعضاي كابينه احمدي نژاد، تصريح كرد: هنگامي كه انسان در انجام كاري مي‌‏ماند و در بلاتكليفي به سر مي برد، بين دو گزينه خوب استخاره مي‌‏كند تا در نهايت يكي را انتخاب كند. <br />
نماينده بوشهر افزود: با توجه به اهميتي كه آقاي احمدي‌‏نژادبه تحقق وعده‌‏هاي انتخاباتي‌‏اش مي‌‏دهد، تصميم دارد خودش فرماندهي اين وزارتخانه را برعهده داشته باشد، بنابراين فردي را مي خو‏اهد كه گوش بگير حرفهايش باشد و براساس سياست هاي ايشان اقدام كند. <br />
نايب رييس كميسيون انرژي مجلس همچنين درخصوص سعيدلو گزينه مطرح براي وزارت نفت گفت: با توجه به اينكه آقاي سعيدلو با يك سري اما و اگرهاي نمايندگان مبني بر عدم تحقق برنامه‌‏هاي رييس جمهوري مواجه شد، ايشان براي اين سمت كنار گذاشته شدند. <br />
عطارزاده در ادامه در خصوص گزينه مطرح براي وزارت كشور تصريح كرد: هيات هفت نفره‌‏اي كه از سوي جامعه روحانيت مبارز و آقاي مهدوي كني با آقاي احمدي نژاد ملاقات و رايزني كرده‌‏اند، سيدرضا تقوي را به عنوان وزير كشور معرفي كرده‌‏اند. </p>

<p><br />
عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس هفتم تصريح كرد: استدلال جامعه روحانيت مبارز اين است كه با توجه به اينكه احكام 550 ائمه جمعه سراسر كشور را آقاي "تقوي" امضا كرده است و قاعدتا در استان‌‏ها بايد يك اتحاد نظر بين ائمه جمعه و استانداران باشد بر اين اساس تقوي گزينه مناسبي است. <br />
وي افزود: به نظر مي‌‏رسد احمدي‌‏نژاد بر روي اين گزينه تامل بيشتري كند. <br />
عطارزاده همچنين ادامه داد: با توجه به برخي مشكلاتي كه در خصوص روحاني بودن وزير كشور مطرح مي‌‏شود، ديدگاه روحانيت بر انتخاب يك فرد روحاني براي وزارت كشور است. <br />
عطارزاده گفت: اگر يك روحاني مورد قبول مقام معظم رهبري در راس وزارت كشور قرار گيرد احتمال دارد ايشان جانشيني فرمانده نيروي انتظامي را به يك روحاني مورد قبول تفويض كنند.  <br />
</p>]]>
</content>
</entry>
<entry>
<title>انتقاد از عدم انتشار گزارش مهاباد/اعتصاب عمومی در شهرهای کردنشين ايران</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="archives/uoeuoeu_oeoeoeoeoe/index.php#001055" />
<modified>2005-08-08T03:05:06Z</modified>
<issued>2005-08-08T03:01:01Z</issued>
<id>tag:www.60000000.com,2005:1.1055</id>
<created>2005-08-08T03:01:01Z</created>
<summary type="text/plain">نماينده‌ي مهاباد از عدم انتشار گزارش هيات اعزامي وزارت كشور براي بررسي حوادث مهاباد انتقاد كرد در ادامه تنشها و ناآرامی ها در شهرهای کردنشين ايران، روز يکشنبه در اکثر اين شهرها اعتصاب برقرار شده است....</summary>
<author>
<name>bmehr</name>
<url>../../60000000.com/default.htm</url>
<email>news_4060000000.com</email>
</author>
<dc:subject>گزیده اخبار</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.60000000.com/news/">
<![CDATA[<p>نماينده‌ي مهاباد از عدم انتشار گزارش هيات اعزامي وزارت كشور براي بررسي حوادث مهاباد انتقاد كرد <br />
در ادامه تنشها و ناآرامی ها در شهرهای کردنشين ايران، روز يکشنبه در اکثر اين شهرها اعتصاب برقرار شده است. </p>]]>
<![CDATA[<p>اعتصاب عمومی در شهرهای کردنشين ايران <br />
 </p>

<p> <br />
 <br />
بی بی سی : در ادامه تنشها و ناآرامی ها در شهرهای کردنشين ايران، روز يکشنبه در اکثر اين شهرها اعتصاب برقرار شده است. <br />
به گفته جعفر آيين پرست، نماينده مهاباد در مجلس ايران، مردم مناطق کردنشين، از جمله در شهرهای اشنويه، پيرانشهر، سردشت، سنندج، ديواندره، کامياران و سقز برای اعتراض به وقايع و درگيريهای هفته های اخير، در اعتصاب به سر می برند و کليه مغازه ها بسته شده است. <br />
آقای آيين پرست گفت که اعتصاب کنندگان همچنين به عدم برخورد شفاف هيئتهايی اعتراض دارند که برای بررسی وقايع اخير به اين منطقه اعزام شده بودند. </p>

<p>نا آرامی‌ در شهرهای کردنشين غرب ايران، عمدتا در اعتراض به قتل جوانی در شهر مهاباد به نام کمال اسفرم مشهور به شوانه سيد قادری توسط مأموران انتظامی برپا شد و از مهاباد به سردشت، بانه، پيرانشهر، سنندج و سقز کشيده شد.</p>

<p>شمار زيادی از اهالی شهرهای کردنشين در جريان ناآرامی ها بازداشت شدند و مسئولان، دو هفته نامه کردزبان را نيز توقيف کردند. همچنين گزارش می شود که در درگيری ميان ماموران انتظامی با معترضان، تعدادی از مردم محلی کشته شده اند.</p>

<p>وزير کشور ايران گفت کمال اسفرم که در مهاباد کشته شده، متهم به تخلفات اخلاقی و مالی بوده و سابقه سياسی نداشته است. اين درحالی است که منابع کرد، او را از فعالانی معرفی می کنند که در رويدادهای سياسی و اجتماعی سالهای اخير شرکت داشته است.</p>

<p>به گفته عبدالواحد موسوی لاری، بروز ناآرامی در مناطق کردنشين غرب ايران ناشی از "عدم تبيين واقعيتها و اطلاع رسانی نادرست به مردم" بوده است.</p>

<p>او گفت که هم اکنون در شهرهای سنندج و مهاباد "مشکل امنيتی" وجود ندارد و هيئتی از استانداران غرب کشور مسئول پيگيری اين حوادث هستند. </p>

<p>نماينده مهاباد در مجلس ايران نيز گفت که احتمال دارد اعتصاب عمومی در شهرهای کردنشين تنها به روز يکشنبه محدود شود اما از روز دوشنبه پيگيری برای بررسی وقايع اين مناطق دنبال می شود.</p>

<p>قرار است هيئتی از سوی دبيرخانه شورای عالی امنيت ملی ايران با حضور نمايندگان پارلمان و فرستادگان نيروی انتظامی و وزارت اطلاعات عازم مهاباد شود و سپس به شهرهای ديگر منطقه مانند سقز و سنندج برود.</p>

<p>برخی ناظران می گويند ناآرامی در مناطق کردنشين، هرچند با برانگيخته شدن احساسات عمومی در پی بی احترامی به جسد کمال اسفرم، فرصت بروز يافت اما مطالبات انباشته مردم کرد، که به عقيده فعالان سياسی اين منطقه، سابقه ديرينه دارد، به آن شدت بخشيده است.</p>

<p>کارشناسان، عوامل اقتصادی را نيز در ايجاد نارضايتی عمومی در مناطق کردنشين بی تاثير نمی دانند. </p>

<p>جعفر آيين پرست که روز شنبه با محمود احمدی نژاد، رئيس جمهور جديد ايران نيز ديدار کرد به بخش فارسی بی بی سی گفت که درخواستهای معترضان ريشه در نارسايی های "سياسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی" دارد. </p>

<p>به گفته نماينده مهاباد، تحولاتی که در خاورميانه و کشورهای همسايه، بخصوص عراق در جريان است، سبب می شود تا مطالبات و خواسته های مردم که به مرور ايام، انباشته شده است، ارتقاء يابد.</p>

<p>به عقيده آقای آيين پرست، مردم کرد در واکنش به وقايعی مانند وقايع مهاباد فرصتی می يابند تا به نوعی، بقيه مطالبات و خواسته های خود را دنبال کنند.</p>

<p>نماينده مهاباد در پارلمان ايران گفت مسئولان جمهوری اسلامی بايد رفتارهای مديريتی و اجرايی و نحوه توزيع اعتبارات و سرانه های ملی و همچنين شيوه های گفتگوی خود با اقوام را به طور جدی تغيير بدهند زيرا به گفته او اگر اين مسائل حل نشود، ممکن است "تبعات منفی تری" به بار بياورد.</p>

<p>آقای آيين پرست در عين حال نگاه امنيتی، نظامی و انتظامی به اين منطقه را مورد انتقاد قرار داد و با برقراری پايگاههای انتظامی و پستهای بازرسی مخالفت کرد: "رفع نگاه امنيتی در اولين حرکت می تواند مردم را اميدوار بکند که زندگی عادی شان را از سر بگيرند."</p>

<p>پيش از اين سازمان عفو بين الملل، از گروه‌های حامی حقوق بشر با انتشار بيانيه‌ای نسبت به افزايش موج خشونت‌ها در مناطق کردنشين ايران که به گفته اين سازمان تاکنون بالغ بر بيست کشته برجای گذاشته است، هشدار داده بود. </p>

<p>اين گروه حامی حقوق بشر، در بيانيه خود خواستار تشکيل گروهی مستقل برای انجام تحقيقات بی طرفانه و فوری در اين زمينه شد. </p>

<p>عفو بين الملل همچنين از دولت ايران خواسته است اسامی افراد بازداشت شده در ناآرامی‌ها، علت بازداشت آنان و محل نگهداری‌شان را هرچه سريعتر به خانواده‌ها و وکلای آنان اطلاع دهد. <br />
 <br />
 <br />
 </p>

<p><br />
*************************************************************8<br />
ايسنا: نماينده‌ي مردم مهاباد در مجلس شوراي اسلامي، با انتقاد از عدم انتشار گزارش هيات اعزامي وزارت كشور براي بررسي حوادث حوزه‌ي انتخابيه‌ي خود، گفت: بايد مشخص شود كه مسوولان چگونه مي‌خواهند اين آتش را خاموش و مردم را قانع كنند. <br />
جعفر آيين‌پرست، عضو فراكسيون اكثريت مجلس شوراي اسلامي، در گفت‌وگو با خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با بيان اينكه هيات اعزامي اطلاعات كامل و جامعي در مورد وقايع مهاباد جمع‌آوري كرده است، افزود: علي‌رغم وجود مطالبات مهم و مفيد در اين گزارش، مقامات هنوز تصميم نگرفته‌اند كه به چه شكل و شيوه‌اي قصد ابلاغ آن به مردم را دارند تا برخي تحركات را مهار كنند. <br />
وي اضافه كرد: در اين خصوص تذكري به وزير كشور داده‌ام و بالاخره جواب آن را خواهم گرفت و علي‌رغم اينكه دولت عوض مي‌شود اگر اقدام نكنند از طريق مراجع ذيصلاح آن را پيگيري مي‌كنم. <br />
آيين‌پرست با تاكيد بر شفاف اعلام شدن موضوع و تجزيه و تحليل حوادث اخير مهاباد، خاطر نشان ساخت: وظايف خود در خصوص اعزام هيات به محل عمل كرده‌ام، اما از اين پس بايد دولت و دستگاه اجرايي پاسخگو باشند و نتايج را به مردم اعلام كند. <br />
نماينده‌ي مردم مهاباد تصريح كرد: اين قضيه در شهرهاي مختلف دور مي‌زند و دوباره به مهاباد باز خواهد گشت، لذا بايد آن را مهار كنيم و نبايد تصور شود كه مي‌خواهيم به كسي امتياز بدهيم، بلكه بايد بحث تثبيت حق و حقوق مردم مدنظر قرار گيرد. <br />
آيين‌پرست هم‌چنين صدا و سيما و رسانه‌هاي كشور را به دليل كوتاهي در انعكاس اخبار لازم و عدم شفاف‌سازي مورد انتقاد قرار داد. <br />
عضو فراكسيون اكثريت مجلس شوراي اسلامي، يادآور شد: چرا بايد رسانه‌هاي خارجي اين موضوع را به طور كامل نقد كنند و ما نتوانيم اطلاعات لازم را در اختيار مردم قرار دهيم. اين يك ننگ براي كشور محسوب مي‌شود. <br />
او در پايان از پيگيري خود براي اعزام هياتي از سوي كميسيون امنيت ملي مجلس براي اوضاع و حوادث اخير مهاباد به اين شهر خبر داد. <br />
در همين حال جواد جهانگيرزاده عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي، در خصوص اعزام اين هيات گفت: هنوز هيچ تصميم قطعي در خصوص اعزام هيات گرفته نشده است، ولي كميسيون موضوع را مورد بررسي قرار مي‌دهد</p>]]>
</content>
</entry>
<entry>
<title> مثلث پارسی - فخرالدین خال بیک</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="archives/oeuoeuoeu_uoe/index.php#001054" />
<modified>2005-08-07T04:19:52Z</modified>
<issued>2005-08-07T04:11:55Z</issued>
<id>tag:www.60000000.com,2005:1.1054</id>
<created>2005-08-07T04:11:55Z</created>
<summary type="text/plain">از نقطه نظر تاريخی، بسياری سرزمینی که در آن اين سه کشور پارسی زبان واقع اند، را &quot;ایران بزرگ&quot; می خوانند و همه جا به طور رسمی یا غیررسمی مردم ایران، افغانستان و تاجیکستان برادران خونی عنوان می شوند. اين...</summary>
<author>
<name>bmehr</name>
<url>../../60000000.com/default.htm</url>
<email>news_4060000000.com</email>
</author>
<dc:subject>دیدگاه ها</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.60000000.com/news/">
<![CDATA[<p>از نقطه نظر تاريخی، بسياری سرزمینی که در آن اين سه کشور پارسی زبان واقع اند، را "ایران بزرگ" می خوانند و همه جا به طور رسمی یا غیررسمی مردم ایران، افغانستان و تاجیکستان برادران خونی عنوان می شوند. اين سه کشور تاریخ، زبان، ادبیات و فرهنگ مشترک دارند و اسلام نيز در پيوند مردمان اين منطقه به همديگر نقش اساسی دارد. </p>]]>
<![CDATA[<p>********************************************<br />
BBC<br />
مثلث پارسی: آیا اتحاد سه کشور فارسی زبان ممکن است؟<br />
  <br />
فخرالدین خال بیک<br />
روزنامه نگار تاجیک</p>

<p>همه جا به طور رسمی یا غیررسمی مردم ایران، افغانستان و تاجیکستان برادران خونی عنوان می شوند <br />
نورسلطان نظربایف، رئیس جمهوری قزاقستان اخيرا در اظهاراتی اندیشه تاسیس یک اتحاد جديد میان کشورهای آسیای مرکزی را مطرح کرده بود. <br />
قزاقستان، ازبکستان و قرقیزستان سه کشور آسيای ميانه هستند که در طرح آقای نظربايف از آنها نام برده شده است.</p>

<p>آنچه که در طرح آقای نظربايف مشخص است، اين است که در این اتحاديه، "کشورهای ترک زبان آسيای ميانه" در نظر گرفته شده اند و به همين دليل نامی از تاجیکستان که فارسی زبان است، برده نشده است. اگر چنین است، پس آينده تاجيکستان در اتحاديه های منطقه ای چگونه می تواند باشد؟ بسياری بر اين باورند که همگرايی سه کشور فارسی زبان منطقه، يعنی ايران، افغانستان و تاجيکستان، يکی از بهترين راههای ايجاد يک اتحاد منطقه ای جديد با توانايی های بالقوه است. </p>

<p>برادران تاريخی </p>

<p>از نقطه نظر تاريخی، بسياری سرزمینی که در آن اين سه کشور پارسی زبان واقع اند، را "ایران بزرگ" می خوانند و همه جا به طور رسمی یا غیررسمی مردم ایران، افغانستان و تاجیکستان برادران خونی عنوان می شوند. اين سه کشور تاریخ، زبان، ادبیات و فرهنگ مشترک دارند و اسلام نيز در پيوند مردمان اين منطقه به همديگر نقش اساسی دارد. </p>

<p>سير تاریخ این سه کشور را می توان به یک لوزی تشبيه کرد که خطوط آن از یک نقطه آغاز می شوند، سپس این خطوط بتدریج از هم دور شده به دو نقطه مقابل می رسند و در نهایت باز به سوی یک نقطه مشترک نهایی حرکت می کنند و در آن نقطه به هم می رسند. </p>

<p>اما آنچه که بارز است اين است که به دلايل مختلف اين کشورها نتوانسته اند به ايجاد اتحادی قوی دست بزنند. ما از همديگر خیلی متفاوت شده ايم.</p>

<p>از سوی ديگر در جهان امروز، به نظر می رسد، همزیستی این سه کشور و ايجاد یک اتحاد نه تنها قدرتهای جهانی، نظیر روسیه و آمریکا را خوشنود نخواهد کرد، بلکه ظاهرا در کار خود ما نیز خلل ایجاد می کند. </p>

<p>سرنوشت های جداگانه</p>

<p>می توان گفت که نقطه آغاز جدایی ما در قرن 15 ميلادی قرار دارد. بتدریج از نگاه دین و فرهنگ تفاوتهای چشمگیری میان ما به وجود آمد و نتیجه اش امروز هویداست: روش زندگی مان تفاوت دارد، ساختارهای سیاسی مان گوناگون اند، فرهنگ خود را نیز دیگرگونه در می يابيم.</p>

<p>در ایران بعد از یک "غرب زدگی" نافرجام به دولت اسلامی رسیدند. تاجیکستان بعد از سقوط کمونیسم در پی بنیاد یک جامعه "دنیوی" یا سکولار است. افغانستان از یک نظام شاهی و فئودالی در پایان قرن گذشته به "آغوش" درگیری های طولانی افتاد که تا کنون از آن کاملا بدر نیامده است.</p>

<p>مرزهای زبانی</p>

<p>اکنون نمی توان با اعتماد کامل ادعا کرد که زبان فارسی عامل اصلی و قوی است که ما را به هم پیوند می دهد. در افغانستان یک مدت پشتونها پافشاری کردند که زبان مادری شان تنها زبان رسمی آن کشور باشد. این در حالی است که زبان موسوم به "فارسی دری" قرنهای متوالی نه تنها زبان رسمی بود، بلکه به عنوان زبان اصلی معاشرت برای همه اقوام و ملیتهای افغانستان اعم از پشتونها، تاجیکها، هزاره ها، ازبکها، بلوچ و ترکمانها خدمت می کرد.</p>

<p>آفریده های جلال الدین بلخی، شاعر و متفکر بزرگ، نوشته های امام اعظم ابوحنيفه، پايه گذار مذهب حنفی و سید جلال الدین افغانی، مدرنیست معروف جهان اسلام به همين زبان نگاشته شده و شهرت و محبوبیت کسب کرده اند.</p>

<p>در سطح ديگر آفرينش ها، آوازخوانهای معروف افغان همانند احمد ظاهر، ناشناس و دیگران، ستاره های موسیقی امروزی پشتو زبان از قبيل فرهاد دریا و صدیق شباب نیز عمدتا به همين زبان آثار خود را خلق کرده اند و می کنند.</p>

<p>دامن فارسی چيده شد</p>

<p>تنگ کردن دامنه نفوذ زبان فارسی دری در عرصه سیاسی افغانستان امری تصادفی نیست، بلکه با روند تاریخی طولانی تنگ کردن جايگاه زبان فارسی در منطقه ارتباط دارد. تاریخ گواه است که مردم آسیای مرکزی، ایران، افغانستان، پاکستان، بخش هایی از هند و چین (جمهوری خودمختار سین کيان) اساسا علم و ادب را با زبان فارسی می آموختند و با این زبان می آفریدند.</p>

<p>آوردن نامهای علامه محمد اقبال لاهوری از پاکستان، میر علی شیر نوایی، پایه گذار ادبیات ازبک و عبدالقادر بیدل، شاعر پارسیگوی هند به عنوان نمونه کافی است.</p>

<p>ولی بعدتر دایره زبان فارسی در منطقه بتدریج محدود شد. در آسیای میانه این روند به تنزل دو مرکز بزرگ تمدن ایرانی: سمرقند و بخارا انجامید.</p>

<p>تاجيکی، دری، فارسی</p>

<p>تازه ترين شهر جهان پارسی، دوشنبه، پایتخت تاجیکستان، تا زمان استقلال این کشور بیشتر به یک شهر شوروی می ماند تا تاجیکی.</p>

<p>در این جا زبان فارسی تاجیکی جای خود را به زبان روسی داد و در دایره خانواده و فرهنگ و ادبیات محدود ماند. مشهورترین آفریده های علمی این دوران، از جمله کتاب "تاجیکان" باباجان غفورف نخست به زبان روسی نوشته و بعدا به فارسی تاجیکی ترجمه می شدند.</p>

<p>تنزل بلخ و هرات و کابل به عنوان مراکز تمدن فارسی در افغانستان در اواخر قرن 20 نیز به آن منجر شد که بحثهای اولویت زبان پشتو و ثانویت زبان فارسی دری به میان آید. اکنون آخرین تکیه گاه زبان فارسی، همانا ایران است.</p>

<p>بيم از مواد مخدر، کشنده اميد همگرايی </p>

<p>بالا رفتن تجارت مواد مخدر که سالهای آخر در افغانستان به چشم می رسد، مشکلات زیادی را به بار آورده است. امروز این کشور سه چهارم کل حجم مواد مخدر در جهان را تولید می کند و بر اساس گزارشهای سازمان ملل متحد، ميزان فروش مواد مخدر سالیانه 2.3 میلیارد دلار را تشکیل می دهد.</p>

<p>بر اساس اطلاع منابع مختلف حدود 50 درصد ترياک افغانستان در اروپا و روسیه به فروش می رسد. تنها در امتداد مرز مشترک تاجیکستان و افغانستان در قلمرو افغانستان دهها کارخانه تولید مواد مخدر وجود دارد.</p>

<p>در چنین وضعی ایران و تاجیکستان حتی اندیشه همگرایی با افغانستان را فراموش می کنند. برعکس، این دو کشور را لازم می آید نظارت بر مرزهای خود را تقویت کنند، تا در هروئین افغانی "غرق" نشوند. </p>

<p>مثلا، ایران همه ساله برای مراقبت از مرزهایش با افغانستان و پاکستان 900 میلیون دلار مصرف می کند.</p>

<p>سالهای آخر در مرزهای ایران با این دو کشور در جریان درگیری ها با قاچاقبران حدود 3400 نفر کشته شده اند. سال 2003 در مرزهای ایران 180 تن مواد مخدر مصادره شده است که پنج درصد آن را هروئین تشکیل می دهد. شمار معتادان به مواد مخدر در ایران امروز به 2 میلیون و 300 نفر نزدیک می شود. همین مشکلات را تاجیکستان نیز دارد.</p>

<p>ناتو و آمريکا در میانه </p>

<p>موانع تازه ای پس از آمدن آمریکاییها و نیروهای نظامی ناتو به افغانستان به وجود آمد. </p>

<p>برخی از ناظران تحولات منطقه ای معتقدند که اگرچه رسما مقامات افغانستان از نزديکی روابط خود با ايران سخن می گويند ولی حضور آمريکا در اين کشور و با توجه به خصومت بين ايران و آمريکا در عمل سياست افغانستان درقبال ايران محتاطانه است. </p>

<p>به نظر عبدالرحیم وردک، وزیر دفاع افغانستان، تلاشها برای بنیاد چند پایگاه نظامی آمریکا در این کشور ادامه دارد. یکی از این پایگاهها باید در ولایت هرات ساخته شود که با ایران هم مرز است. با تاسیس اين پایگاههای نظامی موقعيت آمریکا در منطقه که سالهای زیادی با نظام اسلامی ایران اختلاف دارد، استوارتر می شود.</p>

<p>اما ایران از لحاظ عوامل تاریخی، دینی و جغرافیایی در افغانستان دارای نفوذی طبیعی است. از سوی ديگر، تعداد قابل ملاحظه تاجیکها و هزاره های پارسی گوی شيعی مذهب به همسایه غربی خود علاقه خاصی دارند.</p>

<p>در پی جنگ داخلی در افغانستان حدود 2 میلیون نفر از اتباع افغانستان به ايران پناه برده بودند. و در گذشته ایران چهره های سیاسی شناخته افغانستان، نظیر حکمتیار و اسماعیل خان، وزیر انرژی کنونی افغانستان را پناه داده بود.</p>

<p>تاثير حضور آمريکا بر تاجيکستان</p>

<p>وضع موجود در افغانستان برای تاجیکستان نیز مشکلاتی به بار آورده است. استقرار آمریکاییها در افغانستان منافع بازیگر کلیدی منطقه، روسیه را که شریک استراتژیک تاجیکستان خوانده می شود، تهدید می کند.</p>

<p>با خروج نیروهای مرزبان روسیه، تاجیکستان را لازم می آید مشکلات مربوط به افغانستان را مستقلا حل کند. حالا که تاجیکستان به حفظ توازن میان قدرتهای جهانی دست یافته است، می توان اطمینان داشت که این خطرات جدی نیست. ولی با بهم خوردن این توازن تشنج اوضاع در کشور و منطقه اجتناب ناپذير خواهد بود.</p>

<p>ایران سیاست مستقل داخلی خود را دارد، اما سیاست خارجی بدون شک تحت تاثير تمايلات قدرتهای جهانی است. این که ایران نمی تواند به خودی خود برنامه هسته ای خود را به اجرا درآورد و این قضیه بستگی به رضایت اروپا و آمریکا نیز دارد، به نوعی بازنمای آن است که ایران توان به دوش گرفتن مسئولیت سرنوشت دو کشور ديگر فارسی زبان منطقه را ندارد .</p>

<p>تاسیس یک اتحاد کشورهای فارسی زبان منطقه نيز ممکن است برای همسایگان دیگر اين کشورها نیز ناپسند افتد، بخصوص ازبکستان که جمعیت تاجیک آن بسيار زياد است.</p>

<p>اقتصادهای ناهمگون</p>

<p>میزان رشد اقتصادی کشورهای ما نیز گوناگون است. ایران با جمعیت حدود 70 میلیون یکی از کشورهای پیشرفته نه تنها در جهان فارسی زبان، بلکه شايد در کل منطقه است. بر اساس اطلاع سازمان اطلاعات اقتصادی یا The Economist Intelligence Unit که در لندن مستقر است، مجموع تولیدات داخلی ایران در سال 2003 حدود 129 میلیادر دلار بوده است.</p>

<p>رشد تولیدات ناخالص داخلی ایران در سال 2003 بیش از 4.5 درصد، در سال 2004 برابر 4 درصد بود و امسال انتظار می رود 6 درصد را تشکیل دهد. بعد از فروپاشی شوروی، ایران با روسیه، آمریکا و چین برای نفوذ در آسیای میانه رقابت موفقیت آمیزی دارد.</p>

<p>برعکس، در افغانستان وضع اقتصادی سالم نیست. درباره تاجیکستان نیز همین نکته را می توان گفت. این که شمار زیاد مهاجران کاری تاجیک در خارج از کشور به سر می برند، بازنمای آن است که اقتصاد تاجیکستان به عوامل خارجی وابستگی زیاد دارد.</p>

<p>ارزشهای سياسی متفاوت</p>

<p>ایران و افغانستان دولتهای اسلامی هستند، در حالی که تاجیکستان اصلا رو به ارزشهای غربی دارد. این کشور عضو جرگه کشور های مستقل همسود و سازمانهای دیگری مانند اتحادیه اقتصادی اروآسیا، سازمان امنیت و همکاری اروپا، سازمان همکاریهای شانگهای، سازمان همکاریهای آسیای مرکزی است که ایران و افغانستان در آنها عضویت ندارند.</p>

<p>این سه کشور همراه با کشورهای دیگر مسلمان تنها در سازمان کنفرانس اسلامی عضویت مشترک دارند.</p>

<p>از نگاه سیاسی با نظامهای اسلامی ایران و افغانستان ارزشهای دنيوی یا سکولار مغایرت دارند. به وارون این، در تاجیکستان به ارزشهای سکولاری که دولت دنبال می کند، ارزشهای اسلامی مغایر است. </p>

<p>رويهم رفته، اگر ابتکاری برای سازمان دادن اتحاد کشورهای ایرانی صورت بگیرد، باز هم این پرسش مطرح خواهد شد که کدام یک از اینها اولویت خواهند داشت: آیا تاجیکستان و ایران به افغانستان تبدیل خواهند شد یا افغانستان و تاجیکستان به ایران و یا برعکس، ایران و افغانستان به تاجیکستان؟ </p>

<p>چه باید کرد؟</p>

<p>قبل از همه به دنبال پیاده ساختن تصمیماتی باید شد که قبلا صدا داده اند. مثلا، پروژه ساختمان راه آهنی که ایران و افغانستان و تاجیکستان را به هم می پیوندد، ساختمان نیروگاه آبی دشت جم که بخشهایی از مناطق شمال افغانستان را با نیروی برق تامین خواهد کرد.</p>

<p>مایه حیرت است که کشورهای ما با وجود ارزشها و منافع مشترک تاکنون حتی در یک سازمان منطقه ای کنار هم نیامده اند، چه رسد به ايجاد يک اتحاد.</p>]]>
</content>
</entry>
<entry>
<title>انگليس , کانادا و عفو بين‌الملل  خواستار آزادي &quot;گنجي&quot; ودیگر زندانیان سیاسی شدند،</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="archives/uoeuoeu_oeoeoeoeoe/index.php#001053" />
<modified>2005-08-06T14:07:22Z</modified>
<issued>2005-08-06T13:46:46Z</issued>
<id>tag:www.60000000.com,2005:1.1053</id>
<created>2005-08-06T13:46:46Z</created>
<summary type="text/plain">انگليس ,کاناداوعفو بين‌الملل خواستار آزادي&quot;گنجي&quot; و زندانیان سیاسی شدند،...</summary>
<author>
<name>bmehr</name>
<url>../../60000000.com/default.htm</url>
<email>news_4060000000.com</email>
</author>
<dc:subject>گزیده اخبار</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.60000000.com/news/">
<![CDATA[<p>انگليس ,کاناداوعفو بين‌الملل خواستار آزادي"گنجي" و زندانیان سیاسی شدند، </p>]]>
<![CDATA[<p>*************************************************************<br />
بیانیه تند وزیر امور خارجه کانادا در باره نقض حقوق بشر در ایران: گنجی <br />
و سلطانی را بی قید و شرط آزاد کنید! خسرو شميراني، شهروند</p>

<p>*<br />
دیروز جمعه پنجم آگوست، وزیر خارجه کانادا، آقای پییر پتی گرو ضمن انتشار بیانیه شدید اللحنی عملکرد اخیر دولت ایران در رابطه با حقوق بشر و بحث از سرگیری غنی سازی ارانیوم را قویا محکوم کرد.<br />
پییر پتی گرو در بیانیه خود اعلام داشته است: "همزمان با اینکه آقای محمود احمدی نژاد بر جایگاه ریاست جمهوری تکیه زده و کابینه جدید خود را تعین میکند، ما ایران را فرا میخوانیم تا به گفته هایش جامه عمل پوشانده و به تعهداتش نسبت به مردم خود و جامعه جهانی احترام بگذارد."<br />
این بیانیه همچنین با اشاره به گزارش نقض حقوق شهروندی که اخیرا توسط رئیس دادگستری تهران تهیه و به آیت الله شاهرودی تحویل شد، در رابطه با وخامت وضعیت حقوق بشر در ایران نگرانی شدید ابراز داشته و اعلام میدارد: "ما ادامه امتناع ایران در زمینه ازسرگیری تحقیقات در مورد قتل فجیح زهرا کاظمی را محکوم میکنیم. ما به دستگیری اخیر وکیل مدافع، عبدالفتاح سلطانی که پس از حضور در دادگاه 25 جولای 2005 به وکالت از خانواده کاظمی، صورت گرفت اعتراض میکنیم و به آزادی فوری وی فرا میخوانیم. ما همچنین به محبوس بودن روزنامه نگار محترم اکبر گنجی اعتراض داریم و به آزادی فوری و بی قیدوشرط وی فرامیخوانیم. ما به دار آویختن اخیر دو نوجوان را محکوم کرده، ایران را به احترام به تعهدش در رابطه با میثاق حقوق کودک سازمان ملل که خود آنرا امضا کرده است ترغیب میکنیم. علاوه بر این ما به پیگرد اقلیتها در ایران، منجمله اقلیت دین بهایی توجه میدهیم."<br />
وزیر خارجه کانادا در این بیانیه با اشاره به اینکه وضعیت حقوق بشر در ایران شاهد بهبود نبوده است، تاکید کرد که کانادا مشورتهایی با کشورهای همعقیده خود آغاز کرده است تا بار دیگر قطعنامه ای در محکومیت نقض حقوق بشر در ایران به مجمع عمومی سازمان ملل اریه دهد <br />
لازم به یادآوری ست که کانادا طی دو سال گذشته به طور پیاپی قطعنامه هایی برای محکومیت ایران به مجمع عمومی سازمان ملل ارایه داده بود که هر دو با اکثریت مطلق آرا به تصویب سازمان ملل رسیدند.<br />
آقای پتی گرو همچنین برنامه هسته ای ایران را به عنوان یک نگرانی بزرگ عنوان و تصمیم از سرگیری غنی سازی را نقض توافقنامه ایران و سه کشور اروپایی اعلام کرده است. وی همچنین تاکید کرده است که کانادا این تصمیم را بی تفاوتی نسبت به قطعنامه شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی محسوب میکند.<br />
وزیر خارجه کانادا، پییر پتی گرو در پایان بیانیه رسمی و تند خود تصریح کرده است که تنها "تغییرات واقعی در ایران در زمینه حقوق بشر و برنامه اتمی"میتواند روابط کانادا با ایران را بهبود بخشد. وی اعلام کرده است که در غیر این صورت، تصمیم دولت کانادا که در تاریخ 17 ماه می 2005 به کاهش روابط با ایران انجامید همچنان به قوت خود باقی خواهد ماند. <br />
********************************************<br />
انگليس خواستار آزادي "گنجي" شد، ايرنا<br />
خبرگزاري رويترز از تهران گزارش داد، انگليس با انتشار بيانيه‌اي در تهران، خواستار آزادي "اكبر گنجي" شد. <br />
**<br />
به‌گزارش روز جمعه رويترز، در بيانيه‌اي كه توسط سفارت انگليس در تهران انتشار يافته، از گنجي به‌عنوان روزنامه‌نگار در اعتصاب غذا نام برده شده كه اعتقاد دارد زنداني عقيدتي است. </p>

<p>با توجه به اينكه انگليس عهده‌دار رياست دوره‌اي اتحاديه اروپاست به نيابت از اين اتحاديه، مصرانه از مقامات ايران آزادي گنجي را خواستار شده است. <br />
رويترز همچنين از خواسته سفير انگليس براي ملاقات با گنجي خبر داده است. </p>

<p>پيشتر نيز "جرج بوش" رييس جمهوري آمريكا و سازمان عفو بين‌الملل خواستار آزادي گنجي شده بودند. </p>

<p>********************************************<br />
عفو بين‌الملل آزادي فوري دو زنداني در ايران را خواستار شد لندن، ايرنا</p>

<p>***<br />
سازمان عفو بين‌الملل روز جمعه با انتشار بيانيه‌اي خواستار آزادي فوري دو<br />
 زنداني در ايران شد. </p>

<p>دفتر مركزي اين سازمان در لندن هشدار داده است سلامت "اكبر گنجي" و "منوچهر محمدي" بر اثر اعتصاب غذا در خطر قرار گرفته است. </p>

<p>اين سازمان در بيانيه خود همچنين خواستار صدور دستور براي تجديد نظر در پرونده محمدي شده است. </p>

<p>پيشتر نيز "جرج بوش" رييس جمهوري آمريكا خواستار آزادي گنجي شده بود. </p>

<p>عفو بين‌الملل همچنين با اشاره به ترور هفته گذشته يك قاضي در تهران، از مقامهاي ايراني خواسته، تحقيق كاملي در اين زمينه انجام دهند. <br />
***************************************************</p>]]>
</content>
</entry>
<entry>
<title>زرافشان درخواست آزادی مشروط نخواهد كرد</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="archives/uoeuoeu_oeoeoeoeoe/index.php#001052" />
<modified>2005-08-06T04:26:29Z</modified>
<issued>2005-08-06T04:13:55Z</issued>
<id>tag:www.60000000.com,2005:1.1052</id>
<created>2005-08-06T04:13:55Z</created>
<summary type="text/plain">وی با بيان اينكه ناصر زرافشان وارد چهارمين سال از پنج سال محكوميت خود شده است، گفت همسرم چندي پيش جهت درمان خود به خارج از زندان ‏آمد و در اختيار بيمارستان بود و قرار بود كه دوباره جهت انجام...</summary>
<author>
<name>bmehr</name>
<url>../../60000000.com/default.htm</url>
<email>news_4060000000.com</email>
</author>
<dc:subject>گزیده اخبار</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.60000000.com/news/">
<![CDATA[<p>وی با بيان اينكه ناصر زرافشان وارد چهارمين سال از پنج سال محكوميت خود شده است، گفت همسرم چندي پيش جهت درمان خود به خارج از زندان ‏آمد و در اختيار بيمارستان بود و قرار بود كه دوباره جهت انجام سونوگرافي به بيمارستان خارج از زندان منتقل شود كه تاكنون اين امر محقق نشده است.</p>]]>
<![CDATA[<p>**************************************************<br />
به گزارش  ایلنا ، هما زرافشان ، همسر ناصر زرافشان با اشاره به اينكه این زندانی سیاسی درخواست آزادی مشروط نخواهد كرد، گفت همسرم به خاطر انجام وظايف وكالتی و دفاع از حقوق موكلين خود در پرونده قتل‌‏های زنجيره‌‏ ای به پنج سال حبس محكوم شده است. بنابراين اگر درخواست آزادی مشروط كند، به اين معناست كه راه نادرستی را در پيش گرفته بود و از انجام وظیفه خود عدول كرده است، در حاليكه چنين موضوعی نادرست است. </p>

<p>وی با بيان اينكه ناصر زرافشان وارد چهارمين سال از پنج سال محكوميت خود شده است، گفت همسرم چندي پيش جهت درمان خود به خارج از زندان ‏آمد و در اختيار بيمارستان بود و قرار بود كه دوباره جهت انجام سونوگرافي به بيمارستان خارج از زندان منتقل شود كه تاكنون اين امر محقق نشده است. <br />
</p>]]>
</content>
</entry>
<entry>
<title>سروش : روحانیت ما عوام است نه عوامزده</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="archives/uoeuoeu_oeoeoeoeoe/index.php#001051" />
<modified>2005-08-06T04:09:08Z</modified>
<issued>2005-08-06T04:04:34Z</issued>
<id>tag:www.60000000.com,2005:1.1051</id>
<created>2005-08-06T04:04:34Z</created>
<summary type="text/plain">دکتر سروش : اکنون در ایران حکومتی بر پا است که مبتنی بر تعلیمات شیعی حکومت می کند و فقیهان و شخص ولی فقیه و حاکم بالفعل تکیه بر نیابت امام زمان زده است و از جانب او حکومت را...</summary>
<author>
<name>bmehr</name>
<url>../../60000000.com/default.htm</url>
<email>news_4060000000.com</email>
</author>
<dc:subject>گزیده اخبار</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.60000000.com/news/">
<![CDATA[<p>دکتر سروش : اکنون در ایران حکومتی بر پا است که مبتنی بر تعلیمات شیعی حکومت می کند و فقیهان و شخص ولی فقیه و حاکم بالفعل تکیه بر نیابت امام زمان زده است و از جانب او حکومت را اداره می کند و از جانب او دستی از آستین قدرت بدر می آورد. </p>]]>
<![CDATA[<p>***************************************************88<br />
فکر نکنید هرکسی معمم است و روحانی است جزء خواص است نه اینطور نیست. اینها جزو عوام هستند منتها عوامی که گاهی امر بر خودش مشتبه می شود و گمان می کند عوام نیست و در جهل مرکب است <br />
دکتر عبدالکریم سروش روشنفکر و متفکر برجسته روز دوشنبه بیست و پنج ژوئیه به دعوت انجمن اسلامی دانشجویان پاریس در محل آمفی تئاتر دانشگاه سوربن به ایراد سخن پرداخت. در این جلسه که جمعی از ایرانیان و دانشجویان حضور داشتند دکتر سروش در ادامه سخنرانی چند ماه پیش خود در خصوص رابطه اسلام و دموکراسی به بیان نسبت میان تشیع و مردم سالاری پرداخت. </p>

<p>دکتر سروش در ابتدا گفت: اکنون در ایران حکومتی بر پا است که مبتنی بر تعلیمات شیعی حکومت می کند و فقیهان و شخص ولی فقیه و حاکم بالفعل تکیه بر نیابت امام زمان زده است و از جانب او حکومت را اداره می کند و از جانب او دستی از آستین قدرت بدر می آورد. قداستی برای حکومت و قدرت قائل است که برای سایر حکومتهای غیر دینی قائل نیستند. سخن در سطح تئوریک رابطه میان تشیع و دموکراسی است. تشیع شاخه ای در مقابل اسلام نیست بلکه تشیع و تسنن دو تفسیر از اسلام هستند. بدون آنکه بخواهیم یکی را بر دیگری ترجیح بدهیم تعدادی از صحابی پیامبر برداشتی از ایشان داشتند که اقلیتی به نام تشیع را پایه گذاشتند و بخش دیگری از صحابی برداشت دیگری داشتند که اهل سنت نام گرفت. هشتاد و پنج تا نود درصد مسلمانان سنی مذهب هستند وشیعیان اقلیت هستند.</p>

<p>دکتر سروش آنگاه با اشاره به مباحث طرح شده در سخنرانی قبلی خود در پاریس افزود: دو دوران را پشت سرگذاشتیم، یک دوران آنکه سخن از اسلام انقلابی می گفتند و متفکران ما وشاید روشنفکران ما و در صدر آنها مرحوم شریعتی بدنبال آشتی دادن اسلام و انقلاب بودند که الحق توفیق عملی پیدا کردند. ما اکنون این دوران را پشت سر گذاشتیم و دوره مبازات چپ و ضد کاپیتایستی انقلابها ظاهرا بسر آمده است و ارزش آکادمیک و مطالعاتی پیدا کرده و نقش پیشین خودش را در عرصه اجتماع ندارد.</p>

<p>یک دوره دیگری را نیز پشت سر گذاشتیم که در آن عده ای در کشورهای عموما اسلامی عربی و کمتر در کشور ما بدنبال استخراج دموکراسی از اسلام بودند یعنی می خواستند بگویند همان چیزی که در مکاتب لیبرال دموکراسی هست می توان از تعالیم اسلامی بیرون آورد و استخراج کرد. تعالیم ابولعلی موجودی و همچنین مرحوم بازرگان در میان ما بدنبال چنین مفهومی بودند بطور مثال آنگاه که قرآن از شورا سخن گفته ایشان از آن مجلس شورا و پارلمان برداشت می کردند و آنگاه که سخن از بیعت به میان می آمد حمل بر مفهوم انتخابات می کردند. می خواستند بگویند ما با داشتن مکتب اسلام به مکاتب دیگر نیازی نداریم. این همان نگاه ماکسیمالیتسی به دین است که در صدر اسلام می گفتند حسبنا کتاب الله. امروز این دوران را نیز پشت سر گذاشته ایم و من به جرئت می توانم بگویم اقلیتی از روشنفکران مسلمان و متفکران جهان اسلام ایران و عرب و ترکیه و غیره اکنون در این فکر هستند که مبانی بنیادین دموکراسی را از اسلام استخراج بکنند. کم و بیش ما به اجماعی رسیده ایم که اجماع میمونی است که به ما می گوید آن کار ناشدنی است و محکوم به شکست است اقلا در ایران چنین است و راه باطلی را که می رفتیم فرونهادیم. کوششها به جانب دیگری معطوف شده است. نسبت میان اسلام و مردم سالاری در سطوح بالاتری دنبال می شود، کار پیچیده تر شده است و بهتر می توانیم راه را ببنیم. اکنون باید به جاده اصلی برگردیم، جاده اصلی چیست؟ جاده اصلی تشخیص منفی است یعنی پاره اي از اندیشه ها را نباید دنبال کرد و اینکه برخی راهها بدنبال سراب است.</p>

<p></p>

<p>سروش در ادامه سخنرانی خود به تشریح ماهیت تمدن اسلامی پرداخت و افزود: تمدن اسلامی را باید تمدن فقه و حقوق بدانیم نه تمدن فلسفی. این فقیه پروری یک ذهنیت قانونگرا و قانون اندیش به تمام مسلمانان داده است که در واقع یک ذهن تکلیف اندیش به مسلمان داده شده است. مسلمانان در تمام زمینه ها باید به مقررات شریعت توجه نمایند، هنگام کار، استراحت، استحمام، خوردن و آشامیدن و سایر امور. </p>

<p>دکتر سروش در تبیین وجه فقه پروری تمدن اسلامی و اثرات آن گفت: فقه یک دانش تکلیف اندیش است اما سخنی از حقوق در آن به میان نیامده است. سن بلوغ، سن تکلیف هم گفته می شود اما هیچ سخن از سن حقوق به میان نمی آید. نمی گویم مفهوم حق از فقه غائب است اما کفه تکلیف بر حقوق در فقه میچربد. در حالیکه جهان جدید آدمی را موجودی محق تعریف می کند. در واقع مقررات فقهی ما مقررات به معنی تکلیف بوده و هست و نه مقررات به معنی حقوق پس باید اینجا یک موازنه ای بین حق و تکلیف ایجاد شود. ما باید این توازن را برقرار کنیم.</p>

<p>این روشنفکر مسلمان در ادامه سخنرانی خود به ذکر وجوه متمایز شیعه و سنی پرداخت و گفت : تشیع مشترکات زیادی با اهل تسنن دارد اما در اینجا باید به اختصاصات آن توجه نمود. دو مفهوم کلیدی خصوصیتی به تشيع می دهد که با آن درجه از غلضت در جهان تسنن وجود ندارد. اول خصلت ولایت است یعنی آن خصوصیتی که در پیامبر بود ادامه پیدا می کند و با مرگ پیامبر پایان نمی پذیرد آنهم در افراد معین نه در همه افراد. در میان شیعیان این اولیاء الهی نام برده شده اند همانها که امامان شیعه نامیده می شوند و نیز شخصیتی به این افراد داده شده تقریبا برابر با شخصیت پیامبر که می توانیم بگوئیم مفهوم خاتمیت پیامبر را دچار تزلزل کرده است. این نکته بسیار مهمی است که ما چه شیعه باشیم یا نباشیم باید تکلیفمان را با آن مشخص بکنیم. قرآن به وضوح می گوید که پیامبر اسلام خاتم النبیین است اما شیعیان مقام و منزلتی که به ائمه خودشان بخشیده اند تقریبا مقام و منزلتی است که پیامبر دارد و این نکته ای است که نمی توان به سهولت از آن گذشت، یعنی مفهوم خاتمیت در تشیع مفهوم رقیق شده و سستی است. زیرا امامان شیعه حق تشریع دارند حال آنکه این حق انحصارا حق پیامبر است. </p>

<p>سروش آنگاه به بیان منابع فقه نزد شیعه و سنی پرداخت و گفت: ابوحنیفیه اعتقاد داشت که کل احادیث صحیح از پیامبر به بیست حدیث نمی رسد و یک دانش فقه به این عظمت بر اساس هفده حدیث از پیامبر و آیات قرآن که آنهم در زمینه های فقهی بسیار محدود هستند بنا نهادند در واقع منبع دیگری وجود نداشت قرآن به علاوه روایات موثق از پیامبر. به همین دلیل فقه اهمیت زیادی پیدا کرد.</p>

<p>اما وضع در شیعیان متفاوت بود و منابع نزد ایشان بسیار نامحدود و بی پایان بود یعنی وقتی از امام حسین، امام جعفر صادق و امام باقر روایتی را می شنیدند یعنی خود پیامبر گفته بود. از نظر شیعیان امام صادق و سایر ائمه فقها نیستند و رأی فقهی نمی دهند کلماتی می گویند که عین حکم الهی است و همان رفتار با آن می کنند که با کلمات پیامبر و قرآن می کنند، هیچ فرقی از این جهت وجود ندارد. البته شیعیان نمی گفتند که امامان شیعه مورد و محل وحی قرار می گیرند ولی تعبیری دیگر بکار می برند و می گویند اینها محدث و مفهم هستند یعنی یک جوری حقایق را به ایشان می فهمانند آن شکلش را نمی گفتند اما اسم وحی هم نمی آوردند برای اینکه متمایز بشوند از پیامبر اما شأن و مرتبتی که برای امامان شیعه قائل بودند دقیقا همان شأن پیامبر بود یعنی مقام عصمت قائل هستند درست مثل پیامبر و سخن ایشان همردیف کلام پیامبر و قرآن می باشد. بدلیل آنکه ایشانرا حاملان ولایت الهی می دانند. اهل سنت هر حرمتی هم برای ابوحنیف قائل باشند وی را معصوم نمی دانند و ویرا حامل ولایت الهی نمی دانند و هرگز او را مصون از انتقاد و اعتراض نمی دانند. غزالی منتقد ابوحنیفه بود و سخن ماندگاری گفت که ما باید همیشه آنرا به یاد داشته باشیم. غزالی گفت: تا آنجائی که سخن قرآن و پیامبر است هرچه گفتند روی چشم بنده اما از پیامبر که پائین آمدید "هم رجال و نحن رجال" آنها برای خودشان کسی بودند و ما هم برای خودمان کسی هستیم آنها برای خودشان حرفی دارند و رأیی دارند و ما هم حرف و رأیی داریم آنها را به رخ ما نکشید که مثلا ابو حنیفه چنین گفته شما دهانت را ببند، چرا؟ او صاحب اجتهاد بود و ما هم به قدر خودمان فکر می کنیم و صاحب اجتهادیم وعقلا و منطقا از نظراتمان دفاع می کنیم. <br />
این یک تفاوت اساسی بین شیعان و اهل سنت است در مسئله ولایت و تعارض آن با مفهوم خاتمیت . این درکی که شیعیان خصوصا الان در این شیعه غلو آمیزی که در ایران هست این درکی که از ولایت دارند واقعا نفی کننده خاتمیت است. در ایران ما یک شیعه غالی یعنی اهل غلو داریم همان که مرحوم شریعتی می گفت شیعه صفوی و یک تفکر اخباری که اسم اجتهاد برده می شود اما چیزی جز تقلید در حوزهای علمیه به چشم نمی خورد.</p>

<p>تفاوت دیگر مفهوم مهدویت است که دنباله همان امامت و ولایت است. شیعیان اعتقاد دارند یکی از امامانشان همچنان زنده است و به نحوی در کارها حضور دارد. عوام اعتقاد دارند مجتهدین زیر عنایت آن امام غائب هستند و توسط او هدایت می شوند و از خطا نگه داری می شوند حتی اگر کسی به مسند مرجعیت رسید حتما نظر امام غائب با مرجعیت وی بوده است. الان در نزدیکی شهر قم روسنایی است به نام جمکران که بر اساس یک خوابی که کسی دیده و امام زمان گفته که من در آنجا گاهی حضور دارم مسجدی بنا شده است. این مسجد سالها است که محل زیارت شیعیان است پس از انقلاب توجه بی سابقه ای به آن مسجد شد تا حدی که خود قم تحت الشعاع این مسجد قرار گرفته است. چاهی در این مسجد هست که مردم نامه ها و عریضه های خودشان را برای آنکه بدست امام زمان برسد در آن چاه می اندازند، اخیرا شنیدم این چاه پر شده است، این کار عوام شیعه است. البته وقتی می گویم عوام شیعه، علمای شیعه را هم جزو همین عوام می شمارم. زیرا اینها هم پیروی عوام می کنند و هم عوام این کارها را از ایشان یاد می گیرند. شما فکر نکنید هرکسی معمم است و روحانی است جزء خواص است نه اینطور نیست. اینها جزو عوام هستند منتها عوامی که گاهی امر بر خودش مشتبه می شود و گمان می کند عوام نیست و در جهل مرکب است. مرحوم مطهری می گفت روحانیت ما عوامزده است، بنده معتقدم اینطور نیست، روحانیت ما عوامزده نیست عوام است. عوامزده یک لغت محترمی است یعنی کسی که خودش عوام نیست ولی گرفتار عوام است در حالیکه عوام گرفتار اینها هستند.<br />
در هرحال نزد شیعه دوران طلائی تمدن اسلامی وقتی خواهد بود که آن امام غائب ظهور بکند و یک حکومت جهانی ایجاد بکند. البته همانطور که به یاد دارید یکی از شعارهای جمهوری اسلامی از ابتدا این بود که این نظام برپا شده است تا مقدمات ظهور آن امام غائب را برپا بکند و این پرچم را به صاحب اصلی او بسپارد. فقهای شیعه هر حکومتی فارغ از آنکه عادلانه باشد یا نباشد را غاصب می دانند.</p>

<p></p>

<p>دکتر سروش سپس برای تبیین بحث خود به یکی از آثار اقبال لاهوری اندیشمند مسلمان اشاره نمود و گفت: اقبال لاهوری کتابی دارد به نام" احیای فکر دینی در اسلام" فصل پنجم این کتاب در مورد نبوت است که پیامبر چه می کند و خلاصه حرفش این است که ختم نبوت به دلیل ظهور عقل استقرائی بشر است. تا قبل از ظهور عقل استقرائی پیامبران ظهورشان لازم بود. اما همینکه مردم عاقل و بالغ شدند از حضور پیامبران بی نیاز شدند. ختم نبوت یعنی اینکه دیگر کسی حامل وحی از سوی خدا نیست و دیگر کسی اتوریته کلام پیامبر را ندارد. اقبال در شعر معروفش می گوید:</p>

<p>چراغ خویش برافروختم که دست کلیم<br />
در این زمانه نهان اندر آستین کردند</p>

<p>اقبال می گوید که در زمانه ما چراغ کلیم در آستین مانده است و دیگر بیرون نمی آید و ما از چراغ کلیم الله نور نمی گیریم بلکه چراغ خودمان را باید روشن کنیم. اقبال در آن کتاب خودش می گوید : ختم نبوت یعنی آنکه ما رها هستیم از الهام آسمان، یعنی دیگر کسی نیست که بیاید و بگوید من از جانب خداوند با شما سخن می گویم فلذا روی حرف من حرف نزنید عقل نقاد و عقل استقرائی وقتی آمد در وحی بسته شد. در ادامه این بحث اقبال به مهدویت اشاره می کند که البته این بخش از کتاب اقبال به فارسی ترجمه نشده است. در همین بخش پایانی فصل پنجم اقبال به مهدویت اشاره می کند. اقبال در این بخش از کتاب خودش از ابن خلدون تقدیر می کند که وی تمامی روایات مربوط به امام غائب را نقل و سپس رد کرده است و می گوید چنین چیزی نداریم. اقبال ، ابن خلدون را تحسین می کند و می افزاید : اگر قرار باشد یک مهدی بیاید که همان اتوریته پیامبر را داشته باشد ما از فوائد خاتمیت بی بهره می مانیم. زیرا فلسفه خاتمیت این است که با خاتمیت آدمیان به رهائی می رسند اما اگر شما بگوئید که یک پیامبر صفت دیگری در آخرالزمان خواهد آمد که همان اتوریته پیامبر را خواهد داشت آنگاه آن رهائی تحقق نخواهد یافت. فلذا این سئوال و پرابلم از شیعیان باقی است که مهدویت را چگونه با اندیشه رهائی و دموکراسی می توان جمع کرد؟</p>

<p>نزد شیعیان هر حکومتی حتی همین جمهوری اسلامی که خودش را حق می داند آب و جارو کننده آن حکومت جهانی است، مقدمه ای است برای آن ظهور نهائی و جنبه موقت دارد و بیش از آنکه رعایت مصلحت عامه را بکند زمینه ساز آن وعده نهائی است. خیلی شبیه آن چیزی که در اسرائیل می گذرد و از این جهت مشابهتهای زیادی دارد . اسرائیلی ها در واقع بنایشان را بر همین گذاشته اند که در آخرالزمان مسیح می آید و در آن موقع بیت المقدس باید آماده شده باشد برای آن دوران . و یهودی ها دارند زمینه سازی می کنند بازگشت مجدد مسیح را. حکومتها دو نوع بیشتر نمی توانند باشد ، یا حکومتی هستند که مال مردم هستند و مصالح کنونی مردم را تأمین می کنند یا حکومتهایی که نهایتا برای تحقق یک موعودی در آخرالزمان عمل می کنند و رسالت اصلی شان را آن می دانند.</p>

<p>چنین است که بین اندیشه دموکراتیک با اندیشه مهدویت و رقیق کردن خاتمیت یک تعارضی آشکار می شود. من سرنوشت آقای بازرگان را مصداق این تعارض باطنی می دانم. بازرگان که اولین نخست وزیر ج ا ا بود کاملا کسی بود که در غالبهای سکولار به حکومت و قدرت می اندیشید، یعنی قدرت غیر مقدس و حکومتی که آمده تا کار مردم را راه بیاندازد راه بسازد ، پل بسازد ، سد بسازد ، کارخانه بسازد و... ایشان در کانتکسی نخست وزیر شد که آنها کارشان و خودشان را مقدس می دانستند و خودشان را زمینه ساز یک موعود نهائی آخرالزمان می دانستند و شعارش این بود که " تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار" . یک دیدی که به مصلحت عامه می اندیشید و یک دیدی که به زمینه سازی برای یک موعود تاریخی می اندیشد خیلی با هم تفاوت داشتند و جمع آندو ناممکن است.</p>

<p>دکتر سروش در پایان سخنرانی خود نتیجه گرفت که تکیه بر عنصر قانون سالاری در تمدن اسلامی راه ما را به دموکراسی بسیار نزدیک خواهد کرد و آنچه که کم داریم مفهوم حق است که آنرا هم از طریق جهاد فرهنگی باید وارد این بدنه عظیم تمدنی بکنیم.</p>

<p>سروش در ادامه به سئوالات حضار پاسخ گفت.</p>

<p>انجمن اسلامی دانشجویان پاریس<br />
</p>]]>
</content>
</entry>
<entry>
<title>A letter to Mr.Annan-Reza Pahlavi</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="archives/uoeuoeu_oeoeoeoeoe/index.php#001050" />
<modified>2005-08-06T04:01:47Z</modified>
<issued>2005-08-06T03:56:25Z</issued>
<id>tag:www.60000000.com,2005:1.1050</id>
<created>2005-08-06T03:56:25Z</created>
<summary type="text/plain">Many if not all the political prisoners in Iran are brutalized and held in solitary confinement in spite of the numerous specific recommendations of the United Nations to stop and put an end to such inhuman practices....</summary>
<author>
<name>bmehr</name>
<url>../../60000000.com/default.htm</url>
<email>news_4060000000.com</email>
</author>
<dc:subject>گزیده اخبار</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.60000000.com/news/">
<![CDATA[<p>Many if not all the political prisoners in Iran are brutalized and held in solitary confinement in spite of the numerous specific recommendations of the United Nations to stop and put an end to such inhuman practices.</p>]]>
<![CDATA[<p>Original letter<br />
 </p>

<p>His Excellency Mr. Kofi Annan, <br />
Secretary-General of the United Nations<br />
The United Nations,<br />
New York, NY</p>

<p>August 5, 2005</p>

<p>Your Excellency:</p>

<p>Topic: Human Rights conditions and deterioration of the situation of political prisoners and Human Rights activists in Iran.</p>

<p>My compatriots and I are greatly concerned about the ever-increasing violation of human rights conditions in Iran. Various Iranian ethnic groups and women have stood out as targets of the Islamic Republic. The recent brutal murder of the Kurdish activist, Mr. Shwaneh Ghaderi and the imprisonment of Dr. Roya Toloee, a leader of Iranian women’s movement, are vivid examples of such violations. On numerous occasions I have issued statements or sent urgent letters to Your Excellency stressing the dire conditions of my compatriots jailed, maimed or tortured in my country. Allow me now to personally reiterate my deep concern about their dire situation and in particular about the condition of Mr. Ganji a well-known journalist and Mr. Manoochehr Mohammadi a human rights activist who are both near death. But there are many others whose detentions and even executions have not been publicized. The victims include even children and minors.</p>

<p>Many if not all the political prisoners in Iran are brutalized and held in solitary confinement in spite of the numerous specific recommendations of the United Nations to stop and put an end to such inhuman practices. Unfortunately the Islamic Republic of Iran has so far ignored these recommendations as well as all the urgent appeals made by international human rights organizations such as Amnesty International and Human Rights Watch. Despite the threats, human rights activists in Iran continue to fight for their freedom and human rights at the risk of imprisonment, torture, disappearance and death. I salute their courage and dedication. </p>

<p>It is sad to notice that in spite of glaring evidence of all the misdeeds, international pressure on Iran including by the Western world has recently weakened considerably. It is also sad to notice that Western representatives in Geneva have decided, not to call for a Special Rapporteur on human rights in Iran during the last meeting of the U.N. Commission on Human Rights. Needless to say, that has led to the general belief that the present reluctance to investigate may be motivated by a desire to mute criticism of Iran while nuclear talks with my country continue.</p>

<p>As we are all aware human rights and fundamental freedoms are one of the sacred basic purposes of the Charter of U.N. - thus I urgently request your Excellency’s kind personal intervention to put as much pressure as possible on the Islamic Republic of Iran to end such practices. </p>

<p>With best regards,</p>

<p><br />
Reza Pahlavi<br />
</p>]]>
</content>
</entry>
<entry>
<title>    پنجاه و هفتمين روزاعتصاب غذا ی گنجي</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="archives/uoeuoeu_oeoeoeoeoe/index.php#001049" />
<modified>2005-08-06T04:32:01Z</modified>
<issued>2005-08-06T03:49:09Z</issued>
<id>tag:www.60000000.com,2005:1.1049</id>
<created>2005-08-06T03:49:09Z</created>
<summary type="text/plain">*اكبر گنجي پنجاه و هفتمين روز اعتصاب غذاي خود را در بيمارستان ميلاد تهران پشت سر گذاشت. خانواده نگران آقاي گنجي چند روزي است كه از حق ملاقات با اين زنداني بيمار محروم مانده اند **سفير بريتانيا در تهران خواستار...</summary>
<author>
<name>bmehr</name>
<url>../../60000000.com/default.htm</url>
<email>news_4060000000.com</email>
</author>
<dc:subject>گزیده اخبار</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.60000000.com/news/">
<![CDATA[<p>*اكبر گنجي پنجاه و هفتمين روز اعتصاب غذاي خود را در بيمارستان ميلاد تهران پشت سر گذاشت. خانواده نگران آقاي گنجي چند روزي است كه از حق ملاقات با اين زنداني بيمار محروم مانده اند<br />
**سفير بريتانيا در تهران خواستار ملاقات فوری با گنجی شد</p>]]>
<![CDATA[<p> <br />
 <br />
 15 مرداد 1384   راديو فردا     <br />
 </p>

<p>اكبر گنجي پنجاه و هفتمين روز اعتصاب غذاي خود را در بيمارستان ميلاد تهران پشت سر گذاشت. خانواده نگران آقاي گنجي چند روزي است كه از حق ملاقات با اين زنداني بيمار محروم مانده اند. معصومه شفيعي همسر اكبر گنجي در مصاحبه با راديو فردا مي گويد: روز جمعه من به اتفاق مادر آقاي گنجي براي ملاقات به بيمارستان ميلاد رفتيم، اما پس از يك ساعت معطلي به ما گفتند كه امكان ملاقات وجود ندارد و ما را از حداقل حقوق انسانيمان محروم كردند. خانم گنجي مي گويد: مسئولان قضايي جمهوري اسلامي حق ندارند مادر و دختران اكبر گنجي را از حداقل حقوق انساني محروم كنند و آقاي گنجي هر عملي مرتكب شده، بايد با خود او و مطابق قانون رفتار شود. خانم شفيعي مي افزايد: به من و به وكلاي اكبر گنجي اجازه ملاقات و حتي تماس تلفني داده نمي شود و تا با خود آقاي گنجي تماس نگيريم، نمي توانيم درباره وضعيت او اظهار نظري كنيم. <br />
مسعود ملك </p>

<p><br />
معصو