|
کینه از موسوی خوئینی از بابت
چیست؟
در ۲۰۹ چه میگذرد؟
|
کیانوش سنجری
 |
وبلاگ كيانوش سنجری:
ks61.blogspot.com
سهشنبه
۳۱ مرداد ۱۳۸۵ - ۲۲ اوت ۲۰۰۶
صبح روز جمعه ۲۷ مرداد در پی درگذشت پدر علی اکبر موسوی خوئینی، با
خواندن متن اظهارات سالارکیا معاون امور زندانهای دادستانی تهران که
به ایلنا گفته بود " دنبال تبديل قرار بازداشت موسوی خوئينی هستيم و
انشاءالله وی با تبديل اين قرار، از زندان آزاد میشود تا بتواند در
مراسم تشييع و تدفين پدر خود شركت كند" داشتیم به این نتیجه میرسیدیم
که تاریخ دارد برای یک زندانی سیاسی ِ دیگر تکرار میشود. به اینگونه
که با فوت یکی از اعضای خانواده، زندانی سیاسی از زندان آزاد میشود. و
نیز برای این مسئله نمونههایی در ذهنمان جستجو میکردیم، به مورد آقای
عبدالله نوری برخوردیم که او پس از فوت برادرش که نماینده ی مجلس ششم
بود، عفو شد و پیش از اتمام مدت حبساش از زندان آزاد شد. و در مورد
دیگر، منوچهر محمدی، که پس از مرگ رازآلود ِ برادرش اکبر در زندان
اوین، بصورت مشروط و موقت از زندان آزاد شد و به زادگاهش آمل بازگشت.
اما انتظار برای آزادی موسوی خوئینی در مقابل دروازهی بزرگ زندان اوین
تا ساعت ۵ بعد از ظهر روز جمعه بی نتیجه ماند، که البته در غروب همان
روز باخبر شدیم ماموران امنیتی، موسوی را تحتالحفظ از زندان خارج
کرده، به سر خاک پدر مرحومش برده و بی درنگ به سلولاش در بازداشتگاه
۲۰۹ بازگردانده بودند.
البته برخلاف موارد گذشته که منجر به آزادی برخی از زندانیان سیاسی از
زندان شده بود، موسوی تحت فشار بازجویی بسر میبرده و حتی بازجویان
پروندهاش اخیرا برای اعمال فشار بیشتر بر موسوی، قرار بازداشت موقت ِ
وی را برای ماه سوم نیز تمدید کردند، که به نظر میرسد پرونده سازان
امنیتی قصد دارند در مورد موسوی خوئینی، با هر ترفندی به خواستهها و
نیات سیاسی خود دست یابند. به همین دلیل است که حتی این نگرانی وجود
دارد که بازجوها مانند موارد گذشته با اعمال فشار، برای موسوی خوئینی
نیز پرونده سازی کنند.
اما این سوال مطرح است که کینه از موسوی خوئینی از چه بابت است؟
برای پاسخ به این سوال باید به کارنامهی موسوی در زمان نمایندگیاش در
مجلس ششم رجوع کرد. در واقع به نظر میرسد موسوی دارد تاوان اجرای طرح
تحقیق و تفحص و بازدید از بازداشتگاههای امنیتی خارج از نظارت و
سرپرستی سازمان زندانها – که بخشی از این اماکن در اختیار نهادها و
دستگاههای اطلاعتی امنیتی موازی بوده است – را میپردازد.
و اکنون او – تا امروز ۷۱ روز است- در همان بازداشتگاهی محبوس مانده
است که سالها پیش توانسته بود از آن بازدید کند و از پشت دریچههای
کوچک سلولهای تنگ و تاریکاش نگاهی به درون بیاندازد و زندانیهای
فراموش شده و در هم فرو رفته را ببیند و با آنها، هر چند کوتاه و گذرا،
حرف بزند و ازشان بپرسد حالشان چطور است؟
و اما امروز، دیگر نمایدهی با شهامتی مانند موسوی خوئینی پیدا نیست تا
پروندهی تحقیق و تفحص از بازداشتگاههای امنیتی – که به جزیرههای جدا
افتادهای شبیهاند- را از بایگانی بیرون بکشد و به جریان بیاندازد.
چرا که دیگر نه ارادهای در نمایندگان مجلس وجود دارد و نه اندک نرمشی
از سوی دستگاه امنیتی ِ تحت امر و سرپرستی ِ دولت مهرورزی ِ آقای احمدی
نژاد!
ناگفته نماند که مدتی پیش، در هنگامهای که اکبر محمدی، یکی از
بازماندگان پرونده کوی دانشگاه در زندان، در اعتراض به وضعیت وخیم
جسمیاش، دست به اعتصاب غذای نامحدود زده بود، چند تن از نمایندگان
فراکسیون اقلیت مجلس از جمله اکبر اعلمی و ولیالله شجاع پوریان برای
بازدید به زندان اوین رفته بودند اما آنها – به گفتهی خودشان- نه تنها
اجازه نیافته بودند از بازداشتگاه ۲۰۹ بازدید کنند، بلکه از رویت ِ جسم
ِ در اغماء فرو رفتهی اکبر محمدی بر روی تخت بهداری زندان نیز محروم
ماندند!
و اکنون این سوال مطرح است که مگر این روزها در بازداشتگاه ۲۰۹ چه
اتفاقاتی رخ میدهد و چه میگذرد که حتی نمایندگان مورد اعتماد حکومت
نیز حق ندارند به آن محل پا بگذارند؟
نویسنده ی این نوشتار سال گذشته به مدت ۱۱۱ روز، بی دلیل و بدون برهان
در بازداشتگاه ۲۰۹ محبوس بود. به همین دلیل میتواند حدس بزند که
نگرانی دستگاه امنیتی از بابت بازدید نمایندگان مجلس از آن بازداشتگاه
چیست؟
دلیل این نگرانی روشن است. حضور زندانیهای شناخته شدهای مانند رامین
جهانبگلو، موسوی خوئینی و احمد باطبی در سلولهای کوچک در ۲۰۹ که جای
خود دارد، اما وجود انبوهی از زندانیهای پنهان مانده و فراموش شدهای
که از سوی محافل و محاکم انقلاب و دادستانی با اتهامات امنیتی ِ ناروشن
و گنگ و ناعادلانه مواجه گشته و به همین دلیل ماهها و (حتی
بعضیهاشان) سالهاست که در کنج سلولها در هم فرو رفته و بیمار
گشتهاند، و هر کدامشان دلی مالامال از درد و خشم و اعتراض و فریاد در
سینه نهان دارند و در پی مقامی مسئولی کسی هستند تا از بی عدالتیهایی
که بر آنها روا شده شکایت کنند، دلیل اصلی جلوگیری از ورود نمایندگان
مجلس به آن بازداشتگاه است.
آری! در مدت ۱۱۱ روزی که در سال گذشته در ۲۰۹ محبوس بودم گوشهای از
فشارها و بی عدالتیهایی که بر انسانهای بی گناه روا میشد را شاهد
بودم. این فشارها و تهدیدها تا حدی بود که فردی به نام "ح – م" که ۵
ماه در بازداشت موقت بسر میبرد، بوسیلهی قاشق غذاخوری ۲ بار دست به
خودزنی زد، و در مورد دیگر، فردی به نام "ب – د" نیز که چندین ماه در
بازداشت موقت بسر میبرد، اقدام به دار زدن خود در سلول انفرادیاش
کرد.
و در چنین فضایی بود که جوان سیه چردهی بلوچی به نام "محمد انور" که
به تازگی از زندان گوانتانامو آزاد شده بود و در بدو ورد به ایران، به
۲۰۹ و به درون سلول من منتقل شده بود، شرایط زندان گوانتانامو را
راحتتر و انسانیتر از ۲۰۹ میدانست!
و در چنین فضایی ست که زندانیهایی مانند رامین جهانبگلو – آنطور که
کیهان خبر داده است- منکوب شده و مجبور میشوند جلو دوربین بنشینند و
منویات بازجوهایشان را به زبان بیاورند تا خواستهها و نیات پرونده
سازان تامین شود.
پس ما حق داریم نسبت به حال و روز افرادی مانند احمد باطبی و موسوی
خوئینی و دهها انسان دگراندیش ِ بی گناه ِ دیگری که به دلایل ناروشن
بازداشت شده و در بازداشتگاه ۲۰۹ زندانی شدهاند نگران باشیم و
آزادیشان را خواستار شویم.
|