|
راهکاری
برای ساختار و هدایت جنبش
سند
پيشنهادی شماره ۵ از طرف چند تن از فعالين جنبش رفراندوم به کنگره
کنگره جهانی رفراندم در شرایطی برگزار میگردد که خیزش و اجماع جهانی
علیه حاکمیت جمهوری اسلامی و بحرانهای داخلی، میهن عزیز ما را در خود
فرو می برد و چشم انداز هرچه تاریکتری را نیز پیش رو می آورد. ماهیت و
روند رخدادها نشان میدهد که آینده آبستن حوادثی بس فاجعه بار و جبران
ناپذیر می باشد و روزهایی بس سخت و دشوار برای شهروندان این مرز و بوم
کهن، همچنان که تاکنون بوده، به انتظار نشسته است. در کنار حوادث شتاب
گیرنده پیرامون ایران و منطقه، اپوزیسیون ایران با طرح فراخوان برگزاری
رفراندم نشان داد که در صورت استفاده از همه نیروها و استعدادهای خود،
همچنان قادر است که ابتکار عمل صحنه ی درگیری نبرد مردم و حاکمیت
ارتجاع را به دست گیرد . بعلاوه گستردگی و وسعت استقبال نیروهای مترقی
و پیشرو اپوزیسیون از نحله های مختلف سیاسی، باعث وزین تر شدن کفه
ترازو، به سود حامیان این طرح شد.
جنبش رفراندم با تشکیل دهها کمیته خود جوش در شهرهای مختلف اروپا و
آمریکا و در پی آن با ایجاد تشکل و راه اندازی گروههای کاری و همچنین
برپائی تظاهرات و آکسیونهای اعتراضی مختلف از قبیل حمایت از زندانیان
سیاسی، اعتصاب غذا ، تحریم انتخابات ریاست جمهوری ملایان، برگزاری
جلسات بحث و تبادل نظر پیرامون نحوه گسترش جنبش از طریق شبکه جهانی
اینترنت و در آخر برگزاری نشست برلین و صدور بیانیه ای که در نوع خود
در تاریخ 26 ساله مبارزات اپوزیسیون برون مرزی بی سابقه بود، قدمهای
استوار و لازمی را جهت ارائه بدیلی جدی علیه جمهوری اسلامی برداشته
است.
گرچه گامهای برداشته شده ضروری و ارزنده بوده، اما حقیقت آنست که تا
رسیدن به شکل و هیئت و ماهیت یک جنبش پویا و زنده که پیش قراولی جنبش
دموکراسی خواهی ایران را به عهده میگیرد، ناکافی مینماید .جنبش برای
رسیدن به هدف غائی و نهائی احراز جایگاه آلترناتیوی جمهوری اسلامی،
چنانکه در جنگ و کارزار علیه استبداد امید به پیروزی را برانگیزاند،
نیازمند برداشتن گامها و اعمال اراده و هوشیاری جهت اتخاذ و ایجاد
ابزار و مکانیزمهای لازم برای یک چنین جنبش قدرتمندی می باشد.
اپوزیسیون ایرانی و جنبش آزادیخواهی، تاکنون درگیر بحرانهائی بوده که
اگر پیرامون رفع آن چاره اندیشی نشود ناچارا می تواند فراخوان رفراندم
را به همان سرنوشت بی فرجام تلاشهای گذشته دچار گرداند. بحرانهائی که،
شکاف میان لایه های گوناگون مردم و اپوزیسیون را ایجاد کرد و بی
اعتمادی و بی اطلاعی مردم به مواضع و گرایشهای اپوزیسیون را منجر گردید
و نتیجتا اپوزیسیون را فلج و زمین گیر نموده است.
این نکته برهمگان روشن است که راه اندازی هرحرکت اعتراضی از اعتصابهای
صنفی تا نافرمانی مدنی و شورش یا قیام درهرنوع جنبش سیاسی اعم از شرکت
در انتخابات و اعتراضات مردمی تا تحریم فعال یا منفعل انتخابات و
برگزاری رفراندم و همچنین هرتحول سیاسی از گذار مسالمت آمیز گرفته تا
براندازی قهرآمیز و بالاخص ارتقا اپوزیسیون به آلترناتیو، بدون حضور
عینی و عملی مردم ناممکن است. انطباق موارد فوق در مورد جامعه ایران
نمایانگر این بحران جدی است که در امر اثرگذاری و نفوذ بر جامعه تاکنون
ناموفق عمل شده است.
ما برای پرهیز از تکرار اشتباهات و کمبودهای گذشته ناچاریم درکمال
صراحت و بی پرده و بدون ترس و هراسی سخن بگوئیم. اگر براین ادعائیم که
جنبش رفراندم فرایند مبارزات خودجوش تودههاست و از اعتراضهای مردمی و
شعارهای آنان الهام میگیرد وظیفه نخست ما، پژواک ندای ملت ایران و
رساندن این فریاد به گوش جهانیان است و این برعهده خوشنامان سیاسی
شناخته شدهای است که این امکان را دارند تا بیانگر خواستههای مردم
ایران درمجامع و رسانههای بین المللی باشند . ما براین باوریم که هیچ
تحول سیاسی بدون حضور نامداران و فعالان سیاسی و مسئول که پیشگام و
پیشرو توده هایند ومخاطبینی دارند ، راه به پیروزی نخواهد یافت. این
فرهیختگان و اندیشمندان سیاسی و اجتماعی هستند که با باور به حقوق
اساسی انسانها آنچنان که در اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقهای الحاقی
آن آمده و ظرفیتهای بالقوه و بالفعل یک نظام دموکراتیک در راستای
سعادت و رفاه مردم ایران و تقویت صلح و مودت بین ملل جهان، ضرورت
تغییرات را درک و ابراز نموده و مردم را با حقوق ازدست رفته شان آشنا و
آنان را برای بدست آوردن حق حاکمیت ملی خویش راهنمائی و هدایت مینمایند.
لیکن بدون سازماندهی و آراستن ساختاری مناسب برای جنبش، این نامداران
هرگز نخواهند توانست هدایت و رهبری جنبش را در تطابق با شرایط جامعه و
تحولات ملی، منطقه ای و بین المللی در دست گیرند و توده ها را بسوی
آزادی رهنمون شوند. جنبش ما وظیفه دارد که با ایجاد جریانی آگاه و
نزدیک به مردم، با دانش سیاسی و ارائه تحلیلهای اساسی، با بهره گیری از
چهره های بالقوه ی رهبری، شکاف بین مردم و اپوزیسیون فعال را پر کند.
گذار از جمهوری اسلامی مشروط به تشکیل رهبری معتبر و منسجمی است که
هماهنگ با خواسته های مردم و همگام با تحولات جهانی حرکت کند و در جهت
رهائی و تعالی مردم تلاش نموده ، ازمردم تاثیرگرفته و بر آنان اثرگذار
باشد. این در حالیست که اپوزیسیون و بویژه جنبش رفراندم از چهره های
بالقوه شاخص، افرادی که محبوبیت و اعتبار دارند، خالی نیست.
تاریخ نشان داده است که مبارزات خودجوش و بی تشکل و بدون رهبری آگاه ،
معتبر و منسجم که وظایف تئوریک و سیاسی را به عهده گرفته و جوابگوی
نیاز به موضع گیری و تحلیلگری سیاسی باشد، محکوم به شکست است. یک نیروی
بالنده و پیشرو وظیفه یادگیری از تودهها و رهبری نمودن آنها را در
پروسه مبارزه به عهده دارد و حقیقت آن است که عمر و تداوم جنبش ما نیز
در گرو ایجاد مفاهیم جذاب و موضعگیریهای عمده سیاسی و تصمیم گیریهای
مهم و عملی است و تا زمانیکه برای ارائه تحلیل و مواضع اساسی و راهبردی
مناسب به مردم فاقد یک ارگان سیاسی باشیم، جنبش ما نمیتواند از تحرک
لازم در صحنه سیاسی برخوردار باشد . گذشته از آن هرجنبشی نیازمند
بلندگو و سخنگویانی از میان چهره های شاخص،توانمند و مورد اعتماد و
اعتبار است که وظیفه تنویر افکار بین المللی و نمایندگی جنبش را به
عهده گرفته و نقش اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط با سران درجه یک دنیای
آزاد را ایفا نمایند.
بدین خاطر از کنگره جهانی جنبش رفراندم درخواست مینمائیم در جهت برپائی
گروه کاری و یا ارگانی برای به عهده گرفتن وظایف زیر اقدام نماید:
-
پژواک گرفتن از افکار مردم ایران
-
تنویر افکار بین المللی
-
نمایندگی سیاسی جنبش و ایجاد ارتباط و مذاکره با مراکز و مراجع بین
المللی و سران درجه یک دنیا
-
ارائه تحلیلها و مواضع جنبش و نحوه تداوم و روند مبارزه
-
ارائه راه کارهایی برای معرفی شورائی از رهبران که مورد احترام و
اعتماد بخش وسیعی از مردم بوده و بازتاب گونه گونیهای سیاسی و نظری
خانواده نیروهای آزادیخواه ایران باشد.
مهرداد احسانی پور،
سارا سفیری، آرش مهدوی،
فریدون فارسی، شهرام ناصری و خسرو چاوشی |