کنگره بروکسل يک نقطه عطف


قطعنامه کنگره جهانی جنبش فراخوان رفراندم




اسناد پيشنهادی به کنگره جهانی
 جنبش فراخوان رفراندم

حقوق اقوام ايرانی در يك سيستم مبتنی بر منشور جهانی حقوق بشر و عدم تمرکز قدرت سياسی
    ايران عليرغم مصايب و جنگهای خانمانسوز همواره بر فلات ايران وجود داشته و دارد. ايران سرزمين يك قوم نبوده و نيست. موجوديت و هويت اقوام ايرانی نظير فارس، كرد، بلوچ، آذری، تركمن، عرب و غيره يك فاكتور غير قابل انكار تاريخی می‌باشد. اما متاسفانه حكام مستبد نه تنها آزادی مردم را در محراب خودكامه‌گی‌های خود قربانی كردند، بلكه با بی اعتنايی كامل به بافت قومی، زبانی و فرهنگی ايران، ستم‌های مضاعف را بر بسياری از اقوام ايرانی روا داشتند.......

راهکاری برای ساختار و هدایت جنبش
    وظیفه نخست ما، پژواک ندای ملت ایران و رساندن این فریاد به گوش جهانیان است و این برعهده خوشنامان سیاسی شناخته شده‌ای است که این امکان را دارند تا بیانگر خواسته‌های مردم ایران درمجامع و رسانه‌های بین المللی باشند . ما براین باوریم که هیچ تحول سیاسی بدون حضور نامداران و فعالان سیاسی و مسئول که پیشگام و پیشرو توده هایند ومخاطبینی دارند ، راه به پیروزی نخواهد یافت......

رعايت حقوق بشر و حمايت از زندانيان سياسی
•    بالاترين آرزوی افراد بشر آن است كه جهانی پديد آيد كه نوع بشر در آن جهان از آزادی انديشه، فكر و بيان برخوردار و از هر گونه تعقيب، آزار و پريشانی رها باشند. حقوق بشر امری است ماورای سياست، مذهب، فرهنگ، اقتصاد، مليت، زبان، جنسيت، رنگ، نژاد، و غيره. حقوق بشر امری است جهانی و غير قابل تفسير‌، تغيير، انتقال و انفصال در هر مقطعی از زمان و در هر نقطه‌ای از جهان.....

رفراندم با وجود دستگاه سرکوبگری ممکن نيست
•    با آنکه متن فراخوان ملی رفراندم شرايط انتخابات مجلس موسسان و برگزاری رفراندم برای تصويب ملی پيش نويس قانون اساسی آينده ايران را به روشنی بيان کرده موضوع زمان و شرايط برگزاری رفراندم باعث سوء تفاهم‌هائی شده است. کم نبوده‌اند کسانی که گفته‌اند با بودن جمهوری اسلامی مگر چنين امری امکان خواهد داشت؟....
حقوق فرهنگی و اجتماعی و عدم تمرکز
•    به نظر ما اولويت اصلی، حفظ يگانگی ملی ايرانيان است، هم به دليل مبارزه رهائی از جمهوری اسلامی و هم به ضرورت بسيج سراسری نيروی مردم و امکانات سرزمين ايران برای بازسازی کشور. بدون همکاری همه گرايش‌های سياسی، مبارزه با جمهوری اسلامی برای فراهم کردن شرايط انتخابات آزاد مجلس موسسان و همه پرسی ازاد برای تصويب پيش نويس قانون اساسی دمکراتيک آينده به جائی که می‌بايد نخواهد رسيد....

دمکراسی پارلمانی و جدائی دين از دولت

سند پيشنهادی شماره ٢ شورای موقت اجرائی به کنگره

   
قرار گرفتن اعلاميه جهانی حقوق بشر بجای بحث‌های قديمی چپ و راست در مرکز گفتمان سياسی ايران از مهم‌ترين تحولات دوران پس از انقلاب بشمار می‌رود و فراخوان ملی رفراندم سهم بزرگی در آن داشته است. اين اعلاميه که به امضای کشور های عضو سازمان ملل متحد رسيده است پاسخ قطعی به استبداد، تبعيض، مداخله دين در حکومت و قانون، و نابرابری در حقوق می‌دهد. فراخوان ملی رفراندم خواستار"تدوين پيش نويس يک قانون اساسی نوين مبتنی بر اعلاميه جهانی حقوق بشر و ميثاق‌های آن با رای آزاد مردم" است؛ و در همين جمله اصول يک نظام سياسی و اجتماعی و اقتصادی مبتنی بر حق و آزادی همه افراد جامعه را بيان می‌کند.

    يک نگاه به مواد سی گانه اعلاميه جهانی حقوق بشر کافی است که جای ترديد در طبيعت آزاد منش، دمکراتيک و غير مذهبی قانون اساسی مورد نظر فراخوان ملی رفراندم نگذارد. به موجب ماده يک " تمام افراد بشر آزاد به دنيا می‌آيند و از لحاظ حيثيت و حقوق با هم برابرند." به موجب ماده دو "هر کس می‌تواند بدون هيچگونه تمايز مخصوصا از حيث نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقيده سياسي يا هر عقيده ديگر و همچنين مليت، وضع اجتماعی، ثروت، نسب يا هر موقعيت ديگر از تمام حقوق و کليه آزاديهائی که در اعلاميه حاضر ذکر شده است بهره‌مند گردد." به موجب ماده ٣ هر کس حق زندگی، آزادی و امنيت شخصی دارد. ماده هژده می‌گويد " هر کس حق دارد که از آزادی فکر، وجدان و مذهب بهره‌مند شود. اين حق متضمن آزادی تغيير مذهب ياعقيده و همچنين متضمن آزادی اظهار عقيده و ايمان ميباشد و نيز شامل آزادی تعليمات مذهبی و اجرای مراسم دينی است. هر کس می‌تواند از اين حقوق منفردا يا مجتمعا بطور خصوصی يا بطور عمومی برخوردار باشد. با توجه به اينکه در اين ماده به افراد حق داده شده است که از مذهب برگردند يا حتی اعتقاد مذهبی نداشته باشند روشن است که در يک قانون اساسی مبتنی بر اعلاميه جهانی حقوق بشر جائی برای حکومت دينی و قانونگزاری بر اساس شريعت نخواهد بود.

    جنبش فراخوان ملی رفراندم با اتکا به اعلاميه جهانی حقوق بشر اصول زير را تصريح می‌کند:

١ ــ تفويض حاکميت به مردم ايران. هيچ حقی (نه موروثی، نه الهی، نه مبتنی بر مکتب و مسلک) بيرون از آراء مردم برای هيج مرجعی وجود ندارد. دمکراسی پارلمانی مدرن موچود بهترين شکل بيان آراء مردم است.

۲ ــ جدائی کامل دين و دولت، برابری همه مذاهب، و لغو مذهب رسمی. آزادی همه افراد در داشتن هر اعتقادی از جمله اعتقاد مذهبی.

۳ ــ پذيرش کامل و بی قيد و شرط همه حقوق و آزادی‌های فردی و اجتماعی بويژه برابری زنان و مردان به موجب اعلاميه حقوق بشر و ميثاق‌های پيوست آن.

۴ ــ تفکيک قوای سه گانه اجرائی، قضائی و قانونگذاری، و پذيرش استقلال قوه قضائی.

شورای موقت اجرائی جنبش رفراندم ايران