|
(اگر) فیض مهدوی جان
باخته است (؟) مقصر چه کسی است؟
|
کیانوش سنجری
 |
وبلاگ كيانوش سنجری
سهشنبه ۱۴ شهريور ١٣٨٥ - ۵ سپتامبر ٢٠٠٦
تا آنجا خبردار شده بودیم که ولی الله فیض مهدوی که در نهمین روز
اعتصاب غذای خود در اغما فرو رفت و پوشیده لای پتو توسط هم بندیهایش
به بهداری زندان رجایی شهر منتقل شد و به گفتهی مسئولان آن زندان، قلب
ِ از کار افتادهاش مجددا احیا شد و به کار افتاد، اما – به گفتهی
مسئولان حراست زندان – او به مرگ مغزی دچار شد! (که البته این مسئله به
خودیی خود بحث برانگیز است) و به این ترتیب بود که این زندانیی
امنیتی از زندان رجایی شهر خارج شد (و البته کسی ندیده است که آیا او
را از زندان خارج کردهاند یا نه؟ و آیا به موقع خارج کردهاند یا نه؟)
و به گفتهی سرپرست سازمان زندانها، او در بیمارستان شریعتی تهران
بستری شده (و آنطور که در متن خبر خبرگزاریی فارس آمده؛ گویی زندانیی
دست به خودکشی زده، از مرگ رهانیده شده!) و سپس سرپرست در پاسخ به
سوالی در مورد وضعیت فیض مهدوی اظهار بی اطلاعی کرده (که این امر نیز
غیر قابل قبول است!) و امروز میشنویم ماموران چماق به دست و دوربین به
دوش رفتهاند به زندان رجایی شهر و با ترفند تطمیع و سیاست تهدید قصد
داشتهاند از زندانیهای اندرزگاه ۲ و بخصوص مهرداد لهراسبی اعتراف
بگیرند که فیض مهدوی خودکشی کرده و نه اعتصاب غذا! و آنها به همراه خود
دوربین فیلمبرداری داشتهاند تا اعترافات ِ تلویزیونی ِ (!) زندانیها
را ضبط کنند؟ ( برای چه منظور؟ این سوالی ست که پاسخش روشن است!)
و در حالی که سرپرست سازمان زندانها در گفتگو با خبرگزاری فارس در
مورد وضعیت فیض مهدوی به گونهای اظهار نظر کرده بود که گویی این
زندانی امنیتی توسط پزشکان بیمارستان از مرگ رهانیده شده و به زندگی
بازگشته است، امروز میشنویم که خانوادهی فیض مهدوی برای تحویل جسد ِ
هم بستهی خود باید به بیمارستان مراجعه کنند! (سرتاسر این ماجرا در
ابهام است!)
اما اینکه ماموران دوربین به دوش رفتهاند به زندان رجایی شهر تا با
تهدید و تطمیع از زندانیان اندرزگاه ۲ اعتراف بگیرند که فیض مهدوی
اعتصاب غذا نبوده و دست به خودکشی زده ، آیا باید ما را برای شنیدن خبر
ناگوار مرگ ِ زندانیی سیاسی امنیتیی دیگری در زندان (آنهم بر اثر عدم
توجه مسئولان زندان به حقوق اولیهی زندانیان) آماده کند؟ (متاسفانه
اینطور به نظر میرسد!)
مراجعهی وکلای مدافع فیض مهدوی (که حتی برای یکبار هم که شده
نتوانستهاند با موکل خود ملاقات کنند!) به بیمارستان شریعتی تهران
برای رویت جسم ِ بی جان ِ موکلشان بی نتیجه بوده است.
و اگر مرگ مغزی فیض مهدوی – که ماموران زندان نیز آن را تایید کردهاند
– منجر به مرگ کامل این زندانی شده است، حال میتوان فهمدید که چرا
ماموران امنیتی ِ دوربین به دوش به زندان رجایی شهر رفتهاند تا این
ماجرا را به گونهای دیگر جلوه سازند!
به نظر میرسد پس از مرگ ِ قتل گونهی اکبر محمدی، دانشجوی بازداشت
شدهی حوادث تیرماه سال ۱۳۷۸ کوی دانشگاه تهران، و موج گستردهی اعتراض
محافل و مجامع مدافع حقوق بشر در سراسر جهان نسبت به آن، باعث شده است
حاکمیت از رویارویی با مرگ ِ رازآلود ِ زندانیی دیگری در زندان اش
بهراسد و به ترتیبی که شنیدیم بکوشد با صحنه سازی، این ماجرا را به
گونهی دلخواه ِ خود جلوه دهد.
که البته در هر صورت حاکمیت محکوم است. چرا که نه تنها به درخواستهای
روشن و قابل فهم ِ زندانی امنیتی اش تن در نداده است، بلکه سعی داشته
ماجرای مرگ او را وارونه جلوه دهد.
فیض مهدوی که به مدت ۵ سال زیر سایهی سنگین حکم اعدام بسر میبرد، و
در اردیبهشت ماه سال جاری (به گفتهی وکیل مدافع اش، آقای محمد علی
دادخواه) حکم اعدام او از سوی دادگاه لغو شده بود، تقاضا کرده بود لغو
حکم اعدام به صورت رسمی به او ابلاغ شود. (که البته دادگاه مربوطه هرگز
به این خواستهی قانونیی فیض مهدوی توجه نکرد!) و نیز او که از زیستن
در شرایط ناسالم و ناامن ِ زندان رجایی شهر به تنگ آمده بود، دلش
میخواست قانون داخلی سازمان زندانها در مورد نحوه و شرایط نگهداری
متهمان در مورد او رعایت شود و به زندان اوین منتقل شود تا باقی مدت
حبساش را در کنار دوستانش بگذارند (که البته سازمان زندانها در این
مورد نیز دستور وزارت اطلاعات را از قانون داخلی خود موثق تر دانست و
به این خواستهی فیض مهدوی تن در نداد!)
و دیگر اینکه فیض مهدوی خواسته بود به او اجازه بدهند تا بتواند با
وکیل مدافع اش در زندان ملاقات کند. که نمیدانیم چرا و به چه دلیل به
این خواستهی قانونیی این زندانی نیز پاسخ مثبت داده نشد!
حال اگر او بر اثر اعتصاب غذا (و حتی اگر آنطور که سرپرست سازمان
زندانها گفته است، بر اثر اقدام به خودکشی در زندان، جان باخته است)
چه کسی مقصر است؟ بجز حکمت چه کسی؟ نمیشناسمش! |