٢ خرداد ۱۳۸۵
 ۲٣ مه ٢٠٠٦

 ما نه در احساس تحقيرشدگی تنهائيم و نه در مبارزه برای سربلندی!

    موج گسترده اعتراضات مردم شهرهای آذربايجان بر عليه روزنامه دولتی ايران، بيانگر وضعيت بحرانی و آماده انفجار در سراسر ميهنمان است. خشونت و سرکوب پاسخ يکسانی است که حکومت اسلامی برای تمامی مردم سرخورده و به خشم آمده‌مان در سراسر ايران دارد. مردم هيچ يک از نقاط ايران از کرد و بلوچ و ترکمن و آذری در اين احساس سرخودگی و خشم تحقير تنها نيستند. بايد از اصل و نسب آن جوان کاريکاتوريست روزنامه ايران پرسيد و جويا شد که پدر و مادر و آبا و اجدادش پيش از اين در کدام قسمت از ايران می‌زيسته‌اند و از کدام ديار اين آب و خاک آمده‌اند و قبل از آن که پيشينيان و نياکانش فارسی را بياموزند، به کدام زبان تکلم می‌کرده‌اند.

    جامعه‌ای که در چهارگوشه خود سردر گريبان فقر و فلاکت و ناامنی دارد و مردم آن از درد تبعيض و سرکوب به خود می‌پيچند، هر گوشه و تکه آن به مخزن باروتی می‌ماند که با يک جرقه يکپارچه آتش خواهد شد. و رژيمی که اساساً بودش به تنهائی برای همه ايرانيان يک تحقير ملی است، در برابر تبريزيان و اهل اروميه همان خواهد کرد که پيش از اين بر عليه ديگران در نقاط ديگر کشورمان کرده است. رانندگان اعتصابی شرکت واحد تهران را به ياد بياوريم. به زنان دلاور تهرانی در روز جهانی زن در پارک لاله بيانديشيم. تصوير سرکوب وحشيانه دانشجويان اصفهان، شيراز و تهران و تبريز در ١٨ تير ١٣٧٨ و ياد حمله شبانه و ددمنشانه نيروهای امنيتی و پليسی رژيم به خوابگاه دانشجويان کرج در سالگرد ١٨ تير را در چشم خود زنده کنيم. پيکرهای پاره پاره جوانان کردستان، کشتار وحشيانه مردم اهواز و بلوچستان...... و چند نمونه ديگر لازم است که هموطنانمان در تبريز و ساير نقاط آذربايجان و آذر بايجانی‌های سراسر ايران خود را در وهن و زشتی اين تحقير تنها احساس نکنند. و چند تجربه ديگر برای وطن دوستان ايرانی لازم است که خود را در احساس سرخوردگی و خشم امروز آذری‌‌هايمان انباز دانسته و همراه آنان و مردم ساير نقاط کشورمان به درمان ريشه درد يعنی برچيدن بساط رژيم سرکوب و تبعيض بيانديشند.

    راه دفاع از خود و راه سبک کردن خود از زير بار فشار تحقير و خفت تن دادن بيش از يک ربع قرن به حکومتی سرکوبگر، گرفتن پيکان حمله، دشنام و تحقير به سوی يکديگر نيست. راه دفاع از منافع ملی ايران از مسير طنز و تحقير و توهين گوناگونی‌های قومی، زبانی، مذهبی‌مان نمی‌گذرد. در مقابله با تحقيری که هر روزه بر ما چه در عرصه‌های زندگی فردی، خصوصی و اجتماعی، سياسی و فرهنگی داخلی و چه در برابر بيگانگان و در چشم جهانيان می‌رود، ما نيازمند پيروزی در ميدان نبرد برای آزادی هستيم. پيروزی بر رژيمی که ريشه همه دردهاست. پيروزی در عرصه نبرد برای بازگرداندن کرامت انسانی به انسان ايرانی از هر قوم، جنسيت، مذهب و مرام و اعتقاد. که در همراهی و اتحاد و يکپارچگی بدست آيد. رشته‌های پيوند و يگانگی ميان ما را محکم‌تر می‌کند.

جنبش رفراندم ايران