باخت با شيخ نصرالله است

فؤاد اجمی         

اسلام شناس آمريکائی فؤاد اجمی:
 شکست حزب‌الله حتمی است،
اما اين به معنای تضمين پيروزی اسرائيل نمی‌باشد.



   مصاحبه هفته ‌امه آلمانی زبان «دی سايت» با فؤاد اجمی محقق لبنانی‌الاصل و يکی از اسلام‌شناسان صاحب ‌ام در ايالات متحده آمريکا. و وی تأليفاتی دارد در باره مذهب شيعه. عنوان جديدترين کتاب وی «سم اجنبی» است که به موضوع جنگ عراق می‌پردازد.


دی سايت ـ چه کسی برنده اين جنگ خواهد بود؟

فؤاد اجمی ـ شايد بهتر باشد سئوال را اين طور طرح کنيم که چه کسی از اين جنگ پيروز به در نخواهد آمد. تا همين جا هم حزب‌الله اين جنگ را باخته است.
دی سايت ـ واقعاً؟

اجمی ـ شيخ نصرالله خواست پا جای پای عبدالناصر رئيس جمهور مصر در جنگ شش روزه سال ۱۹۶۷ بگذارد. ناصر می‌خواست در جنگی بر عليه اسرائيل پيروز شود، که در واقع مجبور به انجام آن نباشد. اين يک اشتباه هولناک بود و نصرالله خود اقرار کرده است که به هيچ‌عنوان منتظر چنين عکس‌العمل خشمگينانه‌ای از سوی اسرائيل نبود.

دی سايت ـ بازندة ديگر؟

اجمی ـ نمی‌دانم که آيا اسرائيل اين دور را می‌برد يا نه. اما روشن بود که بالاخره روزی اسرائيل نسبت به مسلح شدن حزب‌الله که از زمان عقب‌نشينی اين کشور از خاک لبنان در سال ۲۰۰۰ به مسلح کردن خود مشغول بوده است، عکس‌العملی نشان داده و برای وارد ساختن ضربه، پيش از آن که اين جريان قدرت گيرد، دست به اقدامی خواهد زد.

دی سايت ـ پس اسرائيل هم برنده اين درگيری نخواهد بود؟

اجمی ـ شايد اين توضيح موضوع را روشن سازد؛ اشغال بخشی از خاک لبنان توسط اسرائيل به عنوان منطقه حفاظتی، به منزله راه نجات حزب‌الله خواهد بود. زيرا تحت چنين شرايطی افسانه مقاومت ملی بر سر زبانها خواهد افتاد. آنگاه اسرائيلی‌ها درگير يک جنگ مرگ‌آور چريکی نظير سالهای ۱۹۸۲ تا ۲۰۰۰ خواهند شد.

دی سايت ـ به اين ترتيب برای اسرائيل پيروزئی در اين جنگ در کار نخواهد بود.

اجمی ـ مگر آن که نيروهای نظامی اين کشور ظرف دو سه هفته آينده بخش بزرگی از تجهييزات نظامی حزب‌الله را نابود کنند.
دی سايت ـ به اين ترتيب آيا محاسبات حزب‌الله اشتباه نبوده است؟

اجمی ـ نصرالله از همانجا که تصور کرد؛ در اسرائيل دوره نظاميان بسر آمده ـ فکر می‌کرد؛ چون پرز (وزير امور خارجه) و اُلمرت (رئيس دولت) هر دو غيرنظامی هستند و می‌توان آنها را به راحتی مرعوب ساخت ـ اشتباه اساسی و در خور مجازات خود را نمود. از همان هنگامی که از سوی اسرائيل جنگ با حزب‌الله امری اجتناب ناپذير تلقی گرديد تصميم گرفته شد که هرچه زودتر بدان اقدام شود. آيا به اين ترتيب چنين محاسبه‌ای اشتباه نبود؟

دی سايت ـ پس يک پيروزی سريع بدست نخواهد آمد.

اجمی ـ اسرائيل هم چنين امری را انتظار نداشت. حزب‌الله مجهز و مسلح و سنگر گرفته در ميان مناطق مسکونی را نمی‌توان با نيروهای سازمان الفتح سال ۱۹۸۲ مقايسه کرد و فکر کرد که می‌توان آنها را از بيروت به راحتی بيرون راند.

دی سايت ـ به نظر می‌رسد افکار عمومی جهان بار ديگر بر عليه اسرائيل بسيج شده است.

اجمی ـ نه! به اين صورت هم که می‌گوئيد نيست. فرصت نسبتاً زيادی به اسرائيل داده شد. عرب‌ها از قاهره گرفته تا رياض نيز اين پيام را گرفتند. در واقع «چراغ سبزی» بود که به طور ضمنی و مخفيانه داده شده بود. اما به محض پخش تصاوير حمله به جنوب بيروت و کنا اين امتياز از بين رفت. علاوه بر اين حزب‌الله موفق شد از طريق حملات موشکی خود در تئوری خدشه‌ناپذيری امنيت اسرائيل و اين که گويا جنگ هرگز به داخل خاک اين کشور سرايت نخواهد نمود، خدشه ايجاد نمايد. در اين نبرد برای نخستين‌بار يک نيروی نظامی عرب موفق شد جنگ را به داخل اين کشور منتقل کند.

دی سايت ـ برای نخستين بار بعد از سالهای ۱۹۴۸ ـ ۱۹۴۹، يعنی زمانی که نيروهای نظامی عرب‌ها به تل آويو حمله کردند.

اجمی ـ صحيح است. خطر جدی که برای نخستين‌بار اسرائيل را از سمت مرزهای شمالی مورد تهديد قرار داده است، موجب شد که نسبت به تصميم اين کشور برای دست زدن به حمله نظامی تفاهم نشان داده شود.

دی سايت ـ سوری‌ها در اين ميان چه مقاصدی را دنبال می‌کنند؟

اجمی ـ سوری‌ها هنوز دلمشغول تخليه اجباری و سريع خود از خاک لبنان در سال ۲۰۰۵ هستند. آنها واقعاً تصور می‌کنند: «آمريکائی‌ها خواهند آمد»، اين گفته‌ای است که يکی از افراد نزديک و مورد اعتماد بشراسد به نقل از وی برای من بازگو کرده است. و حالا که آمريکائي‌ها در عراق گرفتار شده‌اند، سوری‌ها اين شانس را می‌بينند که بار ديگر سلطه خود را در لبنان مستقر سازند.

دی سايت ـ آيا اين بدين معناست که آنها دست به تخريب و کارشکنی می‌زنند، تا به اين وسيله مجدداً برای حمايت از لبنانی‌ها به اين کشور دعوت شوند؟

اجمی ـ اين اميدی است که دارند. اما موفق نخواهند شد.

دی سايت ـ آيا سوری‌ها واقعاً از موفقيت حزب‌الله نفعی می‌برند؟

اجمی ـ مسلم است. آنها تصورشان بر اين است که قدرت کنترل حزب‌الله را خواهند داشت.

دی سايت ـ دنيا تصورش بر اين است که خواهد توانست ميان ايران و سوريه شکافی ايجاد کنند.

اجمی ـ چنين اتفاقی نخواهد افتاد. اصولا مکان مورد علاقه سوريه جائی در وسط، يعنی ميان قاهره و رياض و تهران است. اين ميراث مقدس اسد پير است که برای پسرش باقی گذاشته است: «هميشه سعی کن همراه با افراطی‌ها بتازی اما سعی نکن در صف نخست قرار گيری!»
دی سايت ـ يعنی می‌گوئيد با دمشق نمی‌توان معامله و سازشی کرد؟

اجمی ـ غرب چگونه و به چه طريقی می‌تواند اسد را وادار به چنين کاری بکند؟ حکومت اقليت علوی‌ها در دمشق تنها وقتی می‌تواند به بقای خود ادامه دهد که اساساً تصميمی نگيرد.

دی سايت ـ ايرانی‌ها به دنبال چه اهدافی هستند؟ آيا آنها نيز در محاسبات خود دچار اشتباه شدند؟

اجمی ـ منابع اطلاعاتی من در بيروت و بغاء در اين مسئله ترديد ندارند که زمان را نيز ايراني‌ها ديکته کرده‌اند. به اين صورت که می‌خواستند به انتها رسيدن دوره تسليح و آمادگی حزب‌الله را به نمايش بگذارند. اما بی‌شک ايراني‌ها نيز بايد بهای اين را بپردازند که لبنانی‌ها را به درون آتش فرستادند. شيعيان نيز بايد فهميده باشند که قربانی شده‌اند. با چنين دست‌هائی مي‌توان فقط يکبار بازی کرد.

دی سايت ـ پس رابطه برادری که با باندهای شيعه در ايران وجود دارد، چه می‌شود؟

اجمی ـ چنين رابطه‌ای وجود ندارد.

دی سايت ـ يعنی می‌گوئيد شبکه ارتباطی ميان شيعه‌ها وجود ندارد؟

اجمی ـ چرا! چيزی تحت عنوان مذهب مشترک. اما ايران بسيار دور است و اهدافی که دنبال می‌کند، بسيار گسترده‌تر از آن است که به لبنانی‌ها خلاصه شود. برای ايرانی‌ها که صاحب نفت هستند و زندگی خود را از اين طريق تأمين می‌کنند، مسئله نقش اقتصادی توريسم لبنان در اين فصل چه اهميتی می‌توانست داشته باشد؟ اما برای لبنان بهائی است بسيار سنگين. شيعه‌های لبنان امروز بر سر دوراهی و تصميم سختی قرار گرفته‌اند: يا «لبنانيسم» ـ يعنی وفاداری به دولت لبنان ـ و يا «ايرانيسم». اسرائيلی‌ها به لبنانی‌ها اخطار خود را داده‌اند؛ مبنی بر اين که چنانچه سرزمينشان از داخل خاک لبنان مورد تجاوز قرار گيرد، مطمئناً برای آنها درگيری در ابعاد جنگ‌های کوچک و محدود باقی نخواهد ماند. بنابراين در چنين حالتی کسی حاضر نخواهد شد ـ حداقل نه به اين زوديها ـ به خاطر ايران خود را قربانی نمايد.

دی سايت ـ به اين ترتيب بازنده در اين منطقه چه کسی خواهد بود، اگر اسرائيل موفق به در هم شکستن نيروی نظامی حزب‌الله گردد؟

اجمی ـ اسرائيلی‌ها تنها با حزب‌الله مشکل ندارند. ايراني‌ها در عمل برای خودشان همسايگی با اسرائيل را خريده‌اند....

دی سايت ـ .... اين به چه معناست؟

اجمی ـ ايران به يکی از همسايگان اسرائيل بدل شده است.

دی سايت ـ به اين ترتيب ما شاهد نخستين جنگ ميان ايران و اسرائيل بوديم.

اجمی ـ بله همين طور است. البته با حزب‌الله به نمايندگی از سوی ايران.

دی سايت ـ و نتيجه؟

اجمی ـ نوعی استراتژی دعوت به ديالوگ. به اين معنا که ايران آشکارا به ياری حزب‌الله مرز ميان لبنان و اسرائيل را برای خود خريداری کرده است. تنها پرسش اين است که حال با اين مرز چه می‌خواهد بکند. پرسشی که من هم پاسخی برای آن ندارم. اما همين قدر ميدانم که اين رژيمی است بدون مرزها و معيارهای اخلاقی.

دی سايت ـ آيا در آينده ايران بر روی ويرانه‌های لبنان با اسرائيل خواهد جنگيد؟

اجمی ـ همين حالا هم اين اتفاق افتاده است. اما لبنانی‌ها ديگر تمام بازی را خوانده‌اند.

دی سايت ـ پس ايران آنها را تا حدی راحت خواهد گذاشت؟

اجمی ـ هنوز مشخص نيست. اما در اين ميان ميدان جنگ ديگری هم وجود دارد، ميدانی که در آن بر سر وفاداری شيعه‌های لبنانی مبارزه می‌شود. در اين نبرد است که روشن می‌شود؛ آيا آنها همان اشتباه سی سال پيش سنی‌ها را تکرار خواهند کرد، که در آن زمان راه نجات را در پان‌عربيسم جستجو می‌کردند. در حاليکه عرب‌ها حتا انگشتی هم نجنباندند تا لبنان را از دست سازمان الفتح و سپس در برابر اسرائيل نجات دهند، که در سال ۱۹۸۲ با ورود به خاک لبنان می‌خواست اين سازمان فلسطينی را که در اصل دولتی در دولت تشکيل داده بود، از ميان ببرد. باز کردن حساب روی «ايرانيسم» توسط شيعيان می‌تواند به زيان آنها انجامد. زيرا نتيجه چنين امری می‌تواند عکس بشود؛ يعنی دولت‌های سنی که به مقابله با حزب‌الله برخواهند خاست، در عين حال در برابر شيعيان لبنان مواضع مثبتی اتخاذ بنمايند. چنين دولتی بخاطرمنافع خودش هم که شده نمی‌تواند به شيعه‌ها به چشم فرزند ناتنی نگاه کند.

دی سايت ـ يعنی اگر شيعيان بخواهد به نبرد ادامه دهند، دولت‌های سنی آنها را در زير رگبار گلوله تنها خواهند گذاشت و ايرانی‌ها هم چندان عجله‌ای در نجات آنها نخواهند نمود؟ به اين ترتيب آيا شيعيان بازنده اين جنگ نيستند؟

اجمی ـ نصرالله تا کنون به نام شيعيان دست به ريسکهای بسياری زده است. منابع اطلاعاتی من می‌گويند که به نظر می‌رسد نصر‌الله هشيار شده است. ما در کشورهای غربی تصور می‌کنيم که شيعيان جماعتی فقير و محروم هستند. در حاليکه چنين نيست. واقعيت اين است که در اين منطقه ثروت زيادی گرد آمده است. مسلماً مردم از نابودی اموال و دارائي‌هايشان خرسند نخواهند شد. نصرالله صورتحساب زيان‌های توده‌های خود را دريافت خواهد نمود.

دی سايت ـ اما به نظر می‌رسد آنچه می‌گوئيد با واقعيت مطابقت نداشته باشد. گفته می‌شود که اين جنگ لبنانی‌ها را به
هم پيوند داده و متحد کرده است.

اجمی ـ طبيعی است که لبنانی‌ها از عشق اسرائيل نمی‌سوزند، با وجود اين هنوز صورتحساب اقداماتی که نصرالله به دستور ايران انجام داده است، باز است.

دی سايت ـ آيا سپاه صلح می‌تواند کمکی کند.

اجمی ـ جريان صبرنيکا و کشتار مسلمانان در حضور در نهايت ناتوانی سازمان ملل در جلوگيری از اين کشتار را فراموش نکنيم. اما راه ديگری که توصيه شده و گفته می‌شود از دمشق و تهران می‌گذرد، يعنی امتيازدهی به کسانی که در واقع آغازگر اين جنگ بوده‌اند، اين راه هيچ کمکی به حل مسئله نخواهد کرد. بنابراين سياست گام به گام عبارت است از: ترجيح اعزام ارتش لبنان به مناطق مرزی يا مستقر ساختن نيروهای بين‌المللی متشکل از سی هزار نفر در اين منطقه.

اما يک نکته تاريخی که تجربه آن تا زمان توکی ديد (Thukydid) می‌رسد: در اين درگيری شما دشمن خستگی ناپذيری را مشاهده می‌کنيد که دائماً به دنبال افزايش قدرت خود است، در اين صورت بايد اقرار کنيم که تاريخ قضاوت مثبت خود را در باره المرت و پرتز خواهد نمود، زيرا پيش از آن که اين دشمن به چنان قدرتی دست يابد که بتواند زمان درگيری ديگری را برنامه‌ريزی نمايد، اقدام به تضعيف آن نموده‌اند.



خبرنامه جنبش رفراندم ۵ ـ سپتامبر ۲۰۰۶